Menu
نویسنده مطلب : حامد قربانی

مطلب مورد بحث:

درباره اهمیت ترجمه و مترجمان | الکساندر پوشکین


طرز نگاه کردن پوشکین به پدیده ترجمه را درست و زیبا و شاعرانه میدانم. مترجمی را کنجکاوی در فضای ذهنی میدانم. مترجم به خارج از قلمرو دنیای (ذهنی) شناخته شده سفر می کند و میوه هایی که در ناشناخته ها چیده را با مردمان دنیای فیزیکی اطراف خودش تقسیم میکند.

مترجمانی که حاضر نیستند به منابع خود اشاره کنند، نسبت به ارزش کاری که میکنند آگاهی ندارند. برای شان تالیف ارزش بیشتری دارد. دوست دارند مالک آن ایده های عمیق و تصاویر زیبا و آن مقایسه های جالب و آن معانی باشند، ولی نیستند. یک احتمال این است که وقتی به منبع اشاره نمیکنند از اینکه کسی بوده که زودتر از آنها به این قله های ذهنی رسیده خجالت میکشند.

پزشک یا صاحب فنی که اخبار و تحقیقات دنیای حرفه خود را به زبان ساده برای مردم بیان میکند، در فرآیندی شرکت میکند که با ترجمه اشتراکات فراوانی دارد. برای این فرآیند اسم دقیقی نمیشناسم. به طور کلی با تقلب از روی مطالب خوانده شده میتوانم آن را انتقال ایده و معنا از گروهی به گروه دیگر توصیف کنم ولی فکر میکنم اسم ترجمه به دلیل معنایی که در طول زمان به خود گرفته مناسب توصیف این فرآیند کلی نیست.

ترجمه و تالیف آن قدر تفاوت دارند که آنها را متعقل به دو گروه جداگانه بدانم. از نگاهی که به تولید ارج بیشتری میگذارد تالیف بهتر است. در این زاویۀ نگاه تالیف مثل کشاورزی است و ترجمه مثل فروش میوه وارداتی.