Menu
نویسنده مطلب : عبداله ایپکچی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


سلام دوستان خسته نباشید.

در زندگی ام همواره بیشتر با سیستم یک تصمیم گرفته ام . باور دارم که مرز متمایزی عملا  بین سیستم یک و دو نیست به همان نسبت که صلاح دیدن ها و مشورت کردن ها فزونی گیرد و  راه  بیشتر به سیستم دو نزدیک می شود. قبلا در اطاق گفتگو نظرم را در موضوع “رابطه سطح انتظارات ، موفقیت و رضایت ” گفته ام ،http://motamem.org/?p=9788&cpage=1#comment-31991

پس اگر تصمیمی گرفته می شود برخواسته از ضرورت ها و امکانات و در نتیجه مطلوبیت های آن زمان است . عبداله امروزی با لبخند زدن ، لب گزیدن ،چنگ زدن و اشک ریختن نخواهد توانست تصمیم عبداله سی سال پیش را در مورد ازدواج اش تغییر دهد.  چون او ترسی از تصمیم گیری نداشت ، مسئله کاملا واضح برای خودش تشریح کرده بود و سوال را به خوبی می شناخت . عادت اش از قدیم این بود که به خودش زمان بدهد تا تفکرات واگرا و همگرا را بسنجد ، در سلسله مراتب معیارها موارد را به نوبه خود امتیاز دهد . از تمرکز بر آخرین اطلاعات که از طرف دوستی مشاوره داده می شد پرهیز می کرد .ترس از دست دادن حمایت پدر و مادر و خانواده  را در دل نمی پروراند.سعی می کرد درک درستی از دامنه ارزیابی هایش داشته باشد و بی شک گزینه های دیگر ازدواج را هم بررسی می کرد.

پس دستش را می فشارم و به او تبریک می گویم .