Menu
نویسنده مطلب : نریمان درافشان

مطلب مورد بحث:

جان کاتزن باخ | اصول کار تیمی و تیم سازی


تجربهٔ تلخم در همکاری با گروهی بود که تمرکز کاری اونها از بین رفته بود.

– مدام درگیر کارهایی بودند که از سمت مدیریت ارشد بهشون حواله می‌شد و تاکید می‌شد که بسیار اضطراری است و بلافاصله باید انجامش دهید

-برای رسیدن به چند ددلاین، طراحی نرم‌افزار هم ناپخته جلو رفته بود و وقتی وارد اون مجموعه شدم، تیم توسعه تماما مشغول سروکله زدن با باگ‌ها و پرداخت بدهی فنی (technical debt) بود و ظرفیت اجرای کار جدیدی رو نداشت

و راهکارشون چی بود؟ جذب اعضای جدید تا بشه توسعه قابلیت‌های جدید رو سرعت بخشید.

نتیجه را هم احتمالا می‌تانید حذس بزنید: نبود چشم‌انداز مشترکی که همه تلاش‌ها رو همراستا کنه، تعارض‌ روزافزون، مشکل همکاری و درخواست اطلاعات بین اعضای قدیم و جدید و …

اخیرا که بیشتر دربارهٔ اجایل، و خصوصا چارچوب اسکرام، مطالعه کردم، تازه متوجه شدم چرا اینقدر تلاش کرده تا با ایجاد قواعد حداقلی از جمله ثابت‌کردن مدت زمان اسپرینت (time-boxing)، هدف‌گذاری برای اون اسپرینت و تحویل مهم‌ترین ارزش تجاری ممکن در بازهٔ زمانی مشخص، تمرکز تیم رو حفظ کنه و نگذاره تا خواسته‌های آنی و کارهای اورژانسی، مسیر حرکت رو از اینی که هست مبهم‌تر کنند.