Menu
نویسنده مطلب : معصومه اکبری

مطلب مورد بحث:

یک تمرین کوتاه اما اثربخش برای تسلط کلامی


سلام
جلد اول تا هفتم “آتش بدون دود” نوشته نادر ابراهیمی
احساس رضایت, آگاهی و لذت

احساس رضایت و ارامش خاطر دارم چون با خوندن این کتاب, با بخشی از تاریخ و زندگی قبایل ترکمن شمال ایران در قالب یه داستان جذاب و واقعی آشنا شدم و مدت هابود در نظر داشتم اطلاعاتم رو در مورد تاریخ ایران بالا ببرم. خوندن این کتاب باعث شد بخشی از مبارزات پیش از انقلاب و اوضاع مردم رو تو دهه های دهم و بیستم لمس کنم. این کتاب سیاسی هست ولی جناحی نیست.
از خوندن توصیف ویژگی ها و رفتارهای شخصیت های کتاب غرق لذت شدم. آدم هایی که انسان هستند نه فرشته اند و نه دیو. هرچند دیو و فرشته هم بینشون وجود داره. ترس ها,نگرانی ها, انگیزه ها,اعتقادات و باورها ,ارزش ها, خوبی ها و بدی هاشون,تلاش ها,شکست ها و پیروزی هاشون, باهم و برهم بودن هاشون, سکوت کردن ها و جنگیدن هاشون رو که نادرابراهیمی عزیز به شیواترین شکل نوشته اند باعث شد بعضی پاراگراف ها رو چندین بار بخونم و هربارهم لذت ببرم و سعی کنم بعضی از عبارت ها رو عینا به خاطر بسپارم. خوندن این کتاب باعث شد این فکر درمن مستحکم تر شه و به این قضیه آگاه تر شم که ادما تو بطن زندگی روزانه, در ساده ترین شکل, تو یک سلام و علیک اول صبح به کدخدایی که مردم طردش کردن, به همین سادگی, میتونن انسانیتشون رو زندگی کنند یا خودشون رو به کوچه علی چپ بزنند. اینکه چقدر تابع جمع بودن و همرنگ جماعت شدن تو اجتماعات انسانی و تو قلب های پاک آدم ها مهمه! آدم هایی که بد نیستن فقط فکر میکنند به زحمتش نمی ارزه خلاف جمع نظر دادن. شاید هم خودشون رو قانع میکنند که یک دست صدا نداره. آدم های این داستان, منم, ما هستیم با همون صفات و نقش ها و دغدغه های به ظاهر متفاوت ولی در باطن شبیه!
بعلاوه  از خوندن خلاقیت و هوشیاری بعضی از شخصیت ها در نشون دادن واکنش بجا و بموقع برای تحت تاثیر قرار دادن و تغییر مردم واقعا واقعا لذت بردم.