Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

تعریف پروژه چیست و تفاوت پروژه و عملیات از کجا آغاز می‌شود؟


سلام

۱- مثال از فعالیت‌هایی در زندگی که می‌توان آنها را از جنس پروژه در نظر گرفت  (“زمان شروع و پایان مشخص” و “سنجش بوسیله‌ی خروجی” دارند) :

تحصیل در مقطع کارشناسی (زمان در حالت عادی : ۴ سال از سال آ تا ب. خروجی:  مدرک!)

* مراسم عقد (و عروسی) (زمان: معین و مشخص. از روز آ تا ب. خروجی: متاهل شدن!)

* گرفتن گواهینامه رانندگی (زمان: معین. خروجی: کارت گواهینامه)

۲- مثالی از فعالیتی در سازمان، که جنس اش عملیاتی است اما ممکن است گاهی  شامل پروژه هم بشود:

کارشناس فروش: کارهایش غالبا عملیاتی است (تماس با مشتری. پیگیری مطالبات شرکت از مشتریان. ارتباط با مشتری..) اما ممکن است در شرایط خاصی، مدیر با یک برنامه ریزی معین، برنامه‌ای را به نام فروش ویژه اعلام کند. با اعلام شرایط ویژه و همچنین تارگت برای کارشناس فروش (اگر ایکس دستگاه فروختی فلان امتیاز را خواهی گرفت).

پروژه بودن این فعالیت را از زمان دار بودن و وابسته ی خروجیِ نهایی بودن آن استنباط کردم.

مدیر خدمات پس از فروش: در بیشتر مواقع کارهایش عملیاتی است (بررسی تامین قطعات، نظارت بر سرویسکاران و …). اما وقتی شرکت محصولی جدید را تولید کرده که نقص فنی داشته و نقص فنی آن پس از توزیع در بازار مشخص شده، شرکت با چالشی مهم روبروست. طبیعتا مهلتی برای او مشخص خواهد شد تا نقص فنی تمامی دستگاه های توزیع شده را برطرف کند (نتیجه‌ی مشخص مد نظر است). این کار از جنس پروژه (در راستای حل بحران) خواهد بود.

 
 ** پی‌نوشت. با خودم فکر می‌کردم پروژه یا عملیات دیدن فعالیت‌ها، تا حد زیادی به نحوه نگرش ما به موضوع بستگی دارد. مثلا در مثال اولی که زدم (مدرک کارشناسی)، برای عده‌ای ممکن است این فاصله‌ی زمانی طولانی باعث شود فعالیت درس خواندن را یک عملیات ببینند و ترجیح بدهند هر ترم را یک پروژه ببینند. یا در هر ترم، امتحانات میان ترم و پایان ترم را پروژه‌هایی ببینند (مدت مشخص با خروجی معین.).
از طرفی، یک نگاه کل نگر مذهبی هم ممکن است کل زندگی را یک پروژه ببیند. اینکه یک انسان مدت زمان معینی را در دنیا خواهد بود و در نهایت هم، خروجی او، یک احساس هنگام مرگ خواهد بود که آیا از زندگی بهره کافی برده‌ام یا نه.
البته طبیعتا میزان کل نگری برای هر مسئله و موضوعی می‌تواند متفاوت باشد.