Menu
نویسنده مطلب : جواد عزیزان

مطلب مورد بحث:

ده مرد و یک شلوار


تصویر اول در نظر من، سازمان عریض و طویلی را تداعی می کند که از لحاظ اندازه به مانند فیلی بزرگ می ماند که برای حرکت به جای تکیه بر نقشه  و اهداف پیش رو به سلیقه ها و نظرات سواران خود توجه می کند. با ادامه این روند و در عصر رقابتی حاضر، فیل عظیم الجثه ما نه تنها حرکتی نخواهد کرد بلکه پس از مدتی به زانو خواهد افتاد.

تصویر دوم نیز انسان هایی را مثال می زند که با افکار پیش گویانه خود و خیال پردازی های نابجا برای خود زندان می سازند و با گذشت زمان، خود را اسیر زندان ذهن می یابند. زمانی که زندان آماده شد، بخشی از افکارمان، در آن اسیر می شوند. در نشریه پیام مشاور می خواندم : “افکار تنها در یک دقیقه و آن هم در سیناپس های مغزی وجود خارجی پیدا می کنند، در حالی که برخی از افکار درون مان از یک  سریال کمدی نیز کمتر واقعی هستند ولی ما آنها را مثل اخبار، جدی می گیریم و واکنش نشان می دهیم”

“وقتی به هر آنچه ذهن مان تولید می کند، باور داریم، درست مثل این است که در دامی گرفتار شده ایم”