Menu
نویسنده مطلب : رزا

مطلب مورد بحث:

اولین شغل و توصیه هایی در مورد آن (فایل صوتی)


در مورد شهروند سازمان بودن دو نکته برای من مطرح است:
۱- مرز بین خود شیرینی و شهروند سازمان بودن کجاست؟ در بسیاری از محیط های کاری پیشرفت سریع افراد به خاطر خود شیرینی آنهاست که حتی مدیر آن مجموعه هم آن را با شهروند بودن اشتباه گرفته است. فکر میکنم مرز نامشخص این دو ویژگی خیلی ها را از شهر وند بودن  بیزار میکند.
 
۲- گاه به مثابه یک شهروند عمل کردن سبب ایجاد توقعات بیمورد در اطرافیان چه در سطح مدیر و چه در سطح سایرین میشود و بعضی وقت ها فشار روانی این وضعیت تا حدی است که چاره ای جز تغییر محل کار و باز تعریف روابط باقی نمیماند. مثالی که به این موضوع نزدیک است مربوط به یکی از دوستانم است که در دورانی که تزش را میگذراند در آزمایشگاهی کار میکرد . برای شستن ظرفها فردی استخدام شده بود که به موقع کارش را انجام نمیداد و دوست من و سایر دانشجویان مجبور بودند خودشان ظرف ها را بشویند. بعد از تکرار این وضعیت آن فرد در پاسخ به اعتراض دوست من و دیگر دانشجویان گفته بود شما خودتان خوب از پس شستن ظرف ها بر میآیید و احتیاجی به من نیست. من کارهای دیگری دارم که باید به آنها برسم!