Menu
نویسنده مطلب : سعیده احمدزاده

مطلب مورد بحث:

جملاتی از کتاب فلسفه ملال | لارس اسوندسن


و شاید ملال اسیر شدن در دست تقدیر است وقتی خودمان را به دست سرنوشت می سپاریم و منتظریم تا شاید دستمان را بگبرد و به خواسته هایمان برساند.

متاسفانه این کتاب را نخوانده ام ..

ولی با لارس اندرسون کاملا موافقم که در بسیاری از موارد ملال از تکرار برمی خیزد . مثلا از ساختمانهای بلند مکعبی در شهر یا انسانهایی با لباس های تیره و دلمرده در یک جمع

و همینطور مد یا نفی مد برای من ملال آور است . اینکه تقلیدی کنیم از چیزی که به ما تعلق ندارد و یا نفی کنیم چیزی را که شاید برایمان مفید است بخاطر نفی مد از روی لجبازی ….

“در ملال زمان فتح نشده است بلکه زندان بان ماست . ”

بله در ملال ما زندانی زمانی هستیم که یا برای تمام شدنش عجله داریم و یا می ترسیم تمام شود ……….