Menu
نویسنده مطلب : آتا ناصر

مطلب مورد بحث:

نقطه شروع مذاکره


من از استراتژی اول اگر چه کمتر استفاده کرده ام ولی تجربه خوبی هم از کاربردش ندارم با این حال زمانیکه واقعا تمامیت نتیجه برایمان خیلی مهم باشد ناگزیر از بکارگیری این استراتژی خواهیم بود. بیشتر مواقع از استراتژی دوم استفاده کرده ام. در مواقعی که در موضع قدرت بالاتری هستم و یا مسئولیت حساستری دارم و بایستی در تصمیماتم خیلی دقیق و حساس باشم و یا چندین منفعت مد نظرم بوده از این استراتژی استفاده کرده ام. مثلا در جریان درخواست استعفاء و تغییر محل خدمت یکی از سرپرستان خوب واحدها شرط پذیرش درخواست را تعیین نفر جایگزین قرار دادم و از ایشان خواستم که موضوع جایگزین را خوب بررسی و در جلسه بعدیمان مطرح نماید. اگر ایشان نمی پذیرفتند که در تعیین جایگزین مسئولانه دخالت داشته باشند برگ برنده جهت تعیین محل خدمت بعدیشان دست من بود و در این مورد زیاد نمی توانستند  مانور داشته باشند. ایشان شرط مورد نظر را پذیرفتند و این دلخواه من بود چراکه می خواستم به همکاران تحت سرپرستی خود و توانمندیهایشان بیشتر فکر کنند و در این مورد با من صحبت کنند. جلسه دوم صحبتمان حول و حوش همین موضوع گذشت و درخواست ایشان در حاشیه قرار گرفت. معاون خوبی برای آن واحد تعیین کردیم و ایشان از درخواست اولیه عقب نشینی کردند و من هم قول دادم در جابجاییهای آتی و کلان سازمان درخواست ایشان را مطرح و پیگیری نمایم.

موضوع مهم دیگری که دوست دارم دوستان یا گروه متمم زحمت کشیده و راهنمایی بفرمایند این است که بنظر من با تبدیل جلسه مذاکره به جلسه حل مسئله اساسا موضوعیت نقطه شروع مذاکره منتفی می شود. اینطور نیست؟

 

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟