- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : تــــارا

مطلب مورد بحث:

کسانی که جسم و ذهن ما را مسموم می کنند


با اون قسمتِ فروریختنِ احساسِ خوشی کاملا در عرضِ چند ثانیه بدجور ارتباط برقرار کردم !

همین هفته پیش بحثی بینِ منو چندتا از دوستام افتاده بود و اصلا بحث نبود ! هرکی دنبالِ آتو گرفتن از یه جای بحثِ اون یکی و نیش زدن بهش بود در قالبی شیک و با کمالِ احترام ! اصلا دیوونه کننده بود بحث، نمی دونستیم دقیقا می خوایم به چی برسیم ! بحث هی به بیراهه می رفت و یکی به شوخی می زد و یکی … یکی فقط می خواست بگه من سرم می شه (گاهی هم خودِ من شاید دنبالِ این بودم)

بعدش حالم خیلی بد شد در صورتی که بقیه انگار نه انگار ! داشتن می خندیدن ! بهم میگفتن تارا ناراحت نشو، “بحث” می کردیم دیگه ! (فکر می کردن من ضایع شدم ولی نه ! من واقعا مونده بودم، دو ساعت زمان گذاشته شده بود و بحثی این چنین بی چهارچوب بین چندتا از دانشجوهای یکی از دانشگاه های خوبِ مملکت برام آزاردهنده بود و هم چنین اینکه خودمم توی مذاکره کردن خوب نبودم (و اونجا بود که تصمیم گرفتن سری درسای مذاکرهِ متمم رو تو اولویت بزارم واسه یادگرفتن!))

هنوز نمی دونم اون شب تصمیم درست چی بود ؟ آیا من واقعا ضایع شده بودم ؟ آیا ناراحتیم از این بود که با چندتا آدمِ مسموم واردِ بحث شده بودم. در اینکه منطقِ من با ۲تا از بچه های اون بحثِ ۴نفره به کل فرق می کرد شک ندارم، درواقع بعدش مونده بودم که چی درسته :

واردِ بحث نشدن با آدمایی که منطقاتون به هم نمی خوره

یا

واردِ بحث شدن، ولی با شرایطی (که من اون شرایطو نمی دونستم و هنوز نمی دونم!)

؟

نمی دونم چرا این حرفا رو اینجا زدم ! شاید منم در پایانِ اون بحث به فروریختگی یهووووییِِ یه حالِ خوب برخوردم !!

آره باید تا می شه این چنین افرادِ مسمومی رو از دور و برِ خودمون حذف کنیم وواسه بقیه شون که نمیشه حذفشون کرد حریم بزاریم.

تشکر فراووووون