Menu
نویسنده مطلب : سمیرا حق شنو

مطلب مورد بحث:

افسردگی چیست؟ نشانه ها و علائم افسردگی چه هستند؟


این متن من رو کمی گیج کرد.یکی از دوستانم  فقط برای مدت یک ماه مدام و کاملا بی دلیل گریه می کرد. برای زندگی کردن انگیزه داشت.کارهایش را هم مثل همیشه انجام می داد. اما تمام روز از همه چیز گلایه می کرد و غر می زد. تشخیص پزشک افسردگی بود و براشون دارو تجویز کرد. اما از وقتی که پزشک بهش گفته افسردست حس می کنم افسرده تر شده و دیگه هر کاری که دلش بخواد می کنه ازتنبلی و بی احترامی به دیگران و بد اخلاقی و … و مدام می گه من افسردم باید درکم کنید.

نوشته های دوستان رو خوندم. کارهای مختلفی مثل نقاشی کردن، ظرف شستن، باغبانی و … را گفته بودن که قطعا موثره اما (به نظر من) نه برای کسی که افسردست چون کسی که افسردست عملا حتی خیلی از کارهای روزمره اش رو هم نمی تونه انجام بده.

تو شرایطی که بیمار حتی قادر نیست فعالیتهای ساده ای مثل غذا خوردن، حمام رفتن، راه رفتن، حرف زدن، فیلم دیدن … رو انجام بده چه باید کرد؟بیمار برای اینکه از این وضع غیرقابل تحمل بیرون بیاد چه باید بکنه؟ و چیکار کنه که این بیرون اومدن طولانی بشه؟ اطرافیان بیمار چیکار می تونن بکنن؟چطور می شه ریشه ها و دلایلی که باعث افسردگی شده رو پیدا کرد؟ آیا اصلا باید رفت و اون دلایل رو پیدا کرد؟

یکی از مهمترین دلایلی که من برای افسردگی می بینم تنهایی و نداشتن دوست یا خانواده ایه که قابل اعتماد باشن و بتونی باهاشون حرف بزنی. متاسفانه اکثر دوستی ها و حتی روابط خانوادگی موقعیتی شده. چون تو فلان موقعیت رو داری من دوست تو هستم و اگر نداشته باشی من هم برای تو وقتی نمی گذارم.کلا روابط بین آدم ها کم شده. منظورم از روابط اون دست رابطه هایی هستش که قدیما توی شب نشینی هایی که می رفتیم، یا شب یلدا که همه جمع می شدیم خونه پدر بزرگ یا هر جمعه پیک نیک…تجربه اش می کردیم

نمی دونم آیا در راستای آموزشهای متمم هست یا نه ولی ممنون می شم اگه  درباره (چطور باید با بیماری که دچار افسردگی هست رفتار کنیم) و (بیماری دوقطبی)  هم مطلبی بگذارید.