Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

تسلی بخشی های فلسفه (آلن دو باتن)


سیمین عزیزم. اگه اجازه بدی و دوست خوبمون سیین دخت عزیز هم که به کتاب «وقتی نیچه گریست» از اروین یالوم اشاره کردند، اجازه بدن (که البته من هم به واسطه ی محمدرضا، هیوا و سامان عزیز با این کتاب آشنا شدم و خریدمش و خوندمش)، من هم خلاصه ی قسمتی از دیالوگ (به نظر من طلایی) این کتاب دوست داشتنی رو که بین دکتر برویر و نیچه انجام میشه اینجا برات بنویسم (من با ترجمه ی سپیده حبیب خوندم ) و امیدوارم به زودی بتونی این کتاب رو بخونی.
————–
بالاخره نیچه به او نگریست و صریحاً او [برویر] را مورد خطاب قرار داد: “آیا جمله ی ماندگار مرا که چهارشنبه به زبان آوردم، به خاطر دارید؟ “بشو، هر آن که هستی!” امروز می خواهم دومین عبارت ماندگار را به شما بگویم: “آن چه مرا نکشد، قوی ترم می سازد.” پس تکرار می کنم که بیماری برای من یک موهبت است.” …من درباره ی پیروزی و غلبه بر بیماری صحبت می کنم. ولی در مورد انتخابش مطمئن نیستم؛ شاید فرد بتواند بیماری اش را برگزیند. بستگی دارد آن فرد که باشد. روح همچون یک جوهر منفرد عمل نمی کند. بخش هایی از ذهن ما، به طور مستقل کار می کند. شاید «من» و بدنم، برای ذهنم توطئه ای چیده باشیم. میدانید که ذهن، شیفته ی کوچه پس کوچه ها و روزن هاست.”
برویر از شباهت نظریات نیچه و سخنان دیروز «فروید» جا خورد و پرسید: “آیا منظور شما این است که درون ذهن ما، امپراتوران ذهنی مستقل و جداگانه ای حکمرانی می کنند؟”
“گریزی از این نتیجه نیست. درواقع، بیشتر زندگی ما، زیر سلطه ی غرایز است. شاید نمایش های ذهنی آگاهانه ی ما، تنها اندیشه ی بعد از عمل هستند: عقایدی که پس از عمل، پدید می آیند و توهم قدرت و تسلط را به ما القا می کنند…”
“به عنوان طبیب تان، معتقدم که گرچه بیماری؛ طبق اظهارات روشن ما، فوایدی نصیب تان کرده است، ولی زمان آن رسیده که با بیماری مبارزه کنیم، اسرارش را بشناسیم، نقطه ضعف هایش را بیابیم و ریشه کن کنیم. آیا با من همراه خواهید شد؟”
نیچه سرش را از روی دفتر بلند کرد و آن را به نشانه ی تأیید تکان داد.
برویر ادامه داد: “من معتقدم که فرد ممکن است با گزینش راهی که به افزایش فشارهای زندگی می انجامد، ناخودآگاهانه بیماری اش را انتخاب کند. وقتی فشار به میزان کافی افزایش یافت و یا مزمن شد، بعضی از دستگاه های آسیب پذیر بدن را هدف قرار می دهد. هدف میگرن، دستگاه عروقی است. بنابر این متوجه هستید که من از یک گزینش غیرمستقیم سخن می گویم. فرد بیماری اش را مستقیماً انتخاب نمی کند، بلکه فشار را برمی گزیند و این فشار است که بیماری را انتخاب می کند!”
تکان سر نیچه به نشانه ی درک موضوع، برویر را به ادامه ی صحبت تشویق کرد: “پس فشار زندگی، دشمن ماست و وظیفه ی من به عنوان طبیب، کمک به کاهش فشارهای زندگی شماست.”