Menu
نویسنده مطلب : امیرعلی رستگار کازرونی

مطلب مورد بحث:

پیش نویس پولی (۴): نگهبان پول


..::هوالرفیق::..

بزارید یک خاطره تعریف کنم، موافقید؟! :)

یادم می آید یکی از عیدهای نوروز، با خانواده رفتیم سفر مشهد (احتمالا ۱۲ سال پیش میشه) و مادرم برایم یک تیشرت (T-Shirt) سبز رنگ خرید که بسیار از رنگش خوشم آمده بود. من آن موقع نپوشیدمش و گفتم: «نه حیف است، خراب میشود!» و مادرم در جواب گفت: «خودت حیفی! این رو خریدم که بپوشی و استفاده کنی…!» خلاصه آن که بالاخره آن را نپوشیدم و برگشتیم شیراز. و آن را گذاشتم در کمد لباس هایم تا از آن مراقبت کنم.

عید هر سال یکی از روتین‌هایم آن است که ۲۹ اسفندماه، کمد لباس هایم را خالی کنم و از اول آن را مرتب کنم. عید سال بعد از آن سفرِ مشهد، از راه رسید و من نیت انجام دادن روتینم را کردم؛ قربتاً الی الله!

لباس را مچاله شده در ته کمد پیدا کردم و به کلی فراموشش کرده بودم. مادرم را صدا زدم و لباس را نشان دادم. (از آنجا که خانم ها در استعداد تشخیص رنگ ها، فکر می‌کنند! که بهتر هستند و نکته‌بین‌تر)، مثل این که نه تنها مچاله شده بود، رنگ و رویش هم رفته بود (به کجا؟ نمیدانم!) تازه یک سری سوراخ های ریز هم در سطح پشت آن ایجاد شده بود که به این نتیجه رسیدیم که بید زده! (چرا بقیه ی لباس هایم را بید نزده بود آخه؟! این که آفتاب نخورده بود چرا باید رنگ رویش می رفت؟! بگذریم…)

آنجا بود که مادرم این جمله را گفتند و هنوز که هنوز است در ذهنم مانده است که: «وقتی یک چیزی را می خری و از آن استفاده نمی کنی یعنی آن که برای آن بیشتر از خودت ارزش قائل هستی.»

حتی تا قبل از آن کفش نو هم که می خریدم نمیپوشیدم. می گذاشتم چند هفته بگذرد و بعد استفاده می کردم. هنوز هم نمی فهمم دقیقا منطقم چی بوده؟!

احتمالا اگر آن زمان این آزمون سنجش پیش نویس نگهبان پول را از من می گرفتند کامل میشدم. اما امروز نمره ۳۸/۷۲ را گرفتم و راضی هستم. دیگر آن نگرش «قدیم ندیما!» را ندارم؛ و در این موضوع نسبتا به یک تعادل رسیدم. هر چند که هنوز تا آخرین جان باقی مانده از وسایلم استفاده می کنم (به قول برادرم: تا آخرین قطره ی خون) و مراقب خیلی خوبی هستم اما افراط آن زمان ها را هم ندارم.

پ.ن: چه بلایی سر آن تیشرت سبز آمد؟

+ هنوز آن را دارم و از آن استفاده می کنم. در کوه نوردی ها، اردوهای جهادی، کارگری هایی که در خانه انجام میدهم استفاده می کنم.

پ.ن۲: برو بابا، خالی نبند! مگه اندازه‌ت میشه که هنوز میپوشیش بعد از ۱۰-۱۲ سال؟!

+ اصولا پدر و مادرم هر چیزی، تکرار می کنم: هر چیزی! را که برایم می خریدند، با دید آن که بتوانم حداقل ۱۰ سال آینده هم آن را بپوشم، برایم تهیه می کردند. خدا رو شکر که دیگر سن رشدم متوقف شده و خرید ها، به ۵ سال آینده تعدیل یافته‌اند! :)