Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

عامل خوش شانسی چیست؟ چرا من بدشانس هستم؟


مثل همیشه جالب بود. با خوندن این متن، یاد این جمله افتادم: ” من آدم خوش شانسی هستم! چون هر وقت تلاش می کنم شانس می آورم.”

ضمن اینکه با بخش زیادی از حرفهای دن اریلی و اینکه تلاش و آزمودن کارهای مختلف و به دست آوردن دستاوردهای گوناگون میتونه در داشتن شانس موثر باشه موافقم، اما راستش نقش شانس رو هم (یعنی اون قسمتی که در دست ما و در کنترل ما نیست) نمیتونم به طور صد در صد نفی کنم. شاید بتونم حداقل ۵ یا ۱۰% رو بهش اختصاص بدم. گاهی برای خود من پیش اومده که شرایط خاصی به اتفاق، دست به دست هم دادن و منو در مسیر خاصی قرار دادن، بدون اینکه نقش خاصی در اون وقایع داشته باشم. به عنوان یک مثال خیلی ساده: مثلاً شنیدن اتفاقی یک جمله ی معمولی از یک مجری تلویزیون در حال عوض کردن سریع کانالها و بعد پیدا شدن یک سرنخ و ایده توی ذهنم برای پیگیری بیشتر و پیدا کردن پاسخی برای موضوعی که مدتها فکرم رو مشغول کرده بود… یا پیدا شدن فقط یک جای پارک در یک پارکینگ شلوغ، وقتی که تصمیم به پارک ماشینم در اون مکان داشتم یا مواردی از این قبیل.

و در این توصیه ی پایان متن: “مناسب است که هر جا فهمیدی مسیر نادرستی را رفته‌ای،‌ همان‌جا برگردی و به سراغ راه‌های دیگر بروی.” نظر شخصی من اینه که در بسیاری از موارد زندگی واقعی، مثل رابطه، مثل شغل و … فهمیدن اینکه مسیر نادرستی را رفته ایم یا نرفته ایم هم به این راحتی ها نیست و میتونه پیچیده تر از اون چیزی باشه که در ظاهر به نظر میرسه. گاهی اوقات ما در بعضی شرایط، تحت یک سری هیجانات و احساسات خاصی در اون زمان، برداشت خاصی (نه خیلی درست و واقعی) نسبت به وقایع پیدا می کنیم یا تصمیمهای هیجانی میگیریم که بعد که زمان میگذره و از هیجانات منفی ما کاسته میشه،  ممکنه به اشتباه بودن تصمیم مون در اینکه مسیر قبلی را رها کردیم و به سراغ راههای دیگر رفتیم، پی ببریم و امتحان کردن گزینه‌های بیشتر، نه تنها ما رو گیج تر بکنه بلکه شانس ما رو برای داشتن گزینه ی مناسب تر کم بکنه.

عامل دیگری هم که من فکر میکنم در تصورمون از خوش شانس بودن یا بدشانس بودن تاثیر داره اینه که دیدگاه و برداشت های ما از زندگی و رویدادهاش به چه صورت هست؟ ممکنه ما بتونیم رویدادی رو خوش شانسی تصور کنیم و اون رو پر از فرصت ببینیم، درصورتی که شخص دیگری همون رویداد رو بدشانسی تصور کنه و تهدیدهاش رو ببینه.

در کل، نظر شخصی من اینه که دیدگاه و مدل ذهنی آدمها در نوع جوابی که برای این سوالها پیدا می کنن، و اینکه چقدر میتونن خودشون رو بدشانس یا خوش شانس بدونن، خیلی میتونه تاثیرگذار و تعیین کننده باشه.