Menu
نویسنده مطلب : شهریار ناصح

مطلب مورد بحث:

روانشناسی رابطه عاطفی | با مشکلات رابطه عاطفی چه می‌کنید؟


به نظر من هرجا مقوله چالش بتونه وجود داشته باشه، مقوله طرزفکر هم معنی پیدا می کنه.

رابطه تقریباً میشه گفت سراسر چالش هست.

چالش انتخاب کردن فرد مناسب، چالش تعامل درست با نفر مناسب، چالش گذر از زمان هایی که حالمون از جای دیگه گرفته است و . . .

اینجا به نظر من طرز فکر می تونه کمک کنه:

مثلاً زمانی که حالمون از جای دیگه گرفته است و میایم و از شریک عاطفی مون انتظار داریم که باهامون همدلی کنه ولی اونم انتظارات خودش رو مطرح می کنه و اصلاً نوبت به ما نمی رسه که یک کم دلمون رو سبک کنیم؛

طرز فکر ثابت میاد میگه: ای بابا اینم که نمی فهمه، این خودخواهه من درک نمیشم و چه فایده ای داره تلاش کنم و گفتگو کنم و درباره ناراحتی ام بگم.

اینجوری میشه که احتمال انتخاب رفتار منفعل-پرخاشگر از سمت ما بالا میره. اونجا ساکت می شینیم و قیافه می گیریم و توی یک موضوع دیگه ای شروع به اوقات تلخی می کنیم.

توی همین سناریو، طرز فکر رشد میگه: الان حال منو درک نکرد و اگه من بهش نگم من سهم خودمو توی رابطه بازی نکردم.

نکته جالب داستان اینه که وقتی روی اون حالت ذهنمون که دوست داره توی فضای هیجانی با یک برچسب سیاه-سفید تکلیف طرف رو روشن کنه، پا می گذاریم و میریم و گفتگو می کنیم (البته طبیعتاً با الگوی گفتگوی صحیح و بدون حمله به شخصیت طرف) شانس اینکه دفعه بعد مون بهتر پیش بره خیلی زیاده (به قولی رابطه حاصل جمع تعدادی گفتگوست)

ولی خوب هر موردی که در جهان باقی مونده منافعی هم داشته!

منفعت طرز فکر ثابت اینه که خیلی زود حکم میده و تکلیف کار رو روشن می کنه و این چالش ذهنی که من باید از این نقطه به نقطه دیگه ای ببرمش و اگه نره منم که مسئولم رو برطرف می کنه.

خوب طرزفکر رشد هم که منفعت زیاد داره و به نوعی کل کتاب طرزفکر کارول دوک در خصوص منافع این طرز فکره.

در هر صورت گرفتن تصمیماتی که انرژی کمتری مصرف کنند و بقای ما رو حفظ کنند وظیفه سنتی مغز ما بوده و قرن ها پیش کار مغز ما این بوده که روی هر چیزی که برای ما خطرناکه یک برچسب بزنه و برای همیشه ما رو از رفتن توی دل اون خطر حفظ کنه، منتها در دنیای امروزی دیگه این مکانیزم درست کار نمی کنه و اتفاقاً فرصت ها و پیشرفت ها و رشد ها پشت اون چیزهایی هست که به ما حس خوبی نمیده چون اون قسمتی که بهشون حس خوبی داشتیم رو احتمالاً تا الان فتح و مصرف کردیم.

در هر صورت چیزی که من فکر می کنم اینه که طرزفکر رشد با مکانیزم های پیش فرض ذهن ما سازگاری نداره برای همین نیاز هست زمان بدیم تا هیجاناتمون فروکش کنه و از سمتی به این گفتگو کردن متعهد باشیم هرچند که در اون لحظه ذهنمون هیچ شانسی برای اصلاح رابطه در نظر نگیره.