Menu
نویسنده مطلب : امید جهانداری

مطلب مورد بحث:

اصول تولید محتوای الکترونیکی با توجه به شوک محتوا | مارک شافر


در حرف‌هایی که دراین‌جا مطرح شد، چند نکته بود که می‌خواستم به آن اضافه کنم

به‌دنبال شوک محتوا و حرف‌های شافر، فکر می‌کنم آنچه بیش از پیش آزاردهنده می‌شود، شلختگی محتوا است. شلختگی و ساختار نداشتن اکثر محتواها.

اصولا در هرکجا که شلختگی و شلوغی آزاردهنده می‌شود، طراحی معنا پیدا می‌کند. فکر می‌کنم چیزی که به دیده شدن محتوا و حتی جذب مخاطب هوادار کمک می‌کند؛ طراحی محتوا خصوصا از نگاه ساختاری است.

اینکه بتوانیم محتواهایی را براساس نیاز واقعی مخاطب طراحی کنیم که درپایان به رفع نیاز منجر شود و دردی را شاید دوا کند.

شاید اگر بخواهم خلاصه بگویم، در این شلوغی نقشه راه و ساختار طراحی شده است که با حذف زوائد ایفای نقش می‌کند.

من حتی اعتقاد دارم در بسیاری موارد -خصوصا در محتوای آموزشی- ما به سمتی می‌رویم که مخاطب از محتوای رایگان گذر می‌کند و حاضر است برای طراحی مناسب خود، شخصی‌‌سازی محتوا و نقشه راه؛ هزینه‌کند.

** به‌نظرم یکی از ارزش‌های کلیدی در موفقیت متمم نیز، طراحی آموزشی و ساختار داشتن هدف‌مند محتوایش است.

درباره تکنیک‌های اثبات جایگاه اجتماعی نیز نکته‌ای را شاید بد نباشد اضافه کنم. چیدمان تولید و انتشار محتوایی که برای مخاطب ایرانی تست کرده‌ام و تقریبا برای من جواب داده است.

اجرای این ترکیب خاص معمولا خطاهای تایید اجتماعی را پوشش داده است و از غلظت آن کم‌ کرده است.

البته باید این نکته را تاکید کنم که از این ترکیب بیشتر می‌توان در بحث کسب‌وکار و فروش محصولات استفاده کرد، والا من نیز در مواردی مانند مجموعه‌های آموزشی یا متخصصین و پرسونال برندها در استفاده از این ترکیب دقت بیشتری می‌کنم و تلاش می‌کنم از سیگنال‌های تایید اجتماعی، کم‌تر استفاده کنم.

ترکیب محتوای مدنظر من:

ابتدا بیاییم محتوای تولیدی را به ۳ دسته تقسیم کنیم.

۱- محتوای کمک

۲- محتوای اعتمادساز

۳- محتوای دعوت به اقدام

محتوای کمک از جنس آموزش، پرسش‌وپاسخ و محتوایی است که مخاطب دوست دارد و درنهایت نیاز او را برطرف می‌کند.

محتوای اعتماد ساز بیشتر از جنس تایید اجتماعی است که مورد بحث ما است.

محتوای دعوت به اقدام که جنس آن مشخص است و معمولا از نوع فروش، کمپین و مسابقه و … است.

معمولا افراد چیدمان و سهم مشخصی برای انتشار این محتواها درنظر نمی‌گیرند و ممکن است موجب ارسال سیگنال‌های آزاردهنده و حساسیت‌برانگیز برای مخاطب شوند.

سهم‌بندی پیشنهادی من که معمولا با آن کار می‌کنم:

محتوای کمک :: ۸۰ درصد

محتوای اعتماد‌ساز :: ۱۵ درصد

محتوای دعوت به اقدام :: ۵ درصد

اما باز باید تاکید کنم که این چیدمان بیشتر برای فروش محصولات و خدمات کاربرد دارد.

همچنین شاید بهتر باشد به‌جای اینکه مستقیما به دستاوردهای خود اشاره کنیم، گاهی به‌صورت هوشمندانه فضایی را فراهم کنیم که مخاطب به دلخواه خود محتوای اعتماد‌ساز ما را تولید، منتشر و ترویج کند؛ به‌طوری که ما فرستنده سیگنال موردنظر نباشیم.

البته درکنار همه این‌ها باید مراقب حفظ صداقت در همین مقدار کوچک محتوای اعتمادساز نیز بود، چرا که ممکن است به برند و مرجعیت ما آسیب بزند که به‌نظرم در تمام این موارد ارزشمندترین دارایی ما است.