Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

آیا داخل کتاب‌هایی که دوست دارید چیزی می‌نویسید؟


* چقدر قشنگ گفت.

* جالبه.

* فوق‌العاده است.

* جداً همینطوره.

* اینجا رو زیاد موافق نیستم.

* باید بیشتر روش فکر کنم.

* میتونم برای کار خودم ازش ایده بگیرم.

*چه جالب. مثل من که …

* یاد درس … متمم افتادم. به خصوص اونجا که…

* ایده‌ی خوبیه برای یه پست وبلاگم.

* شگفت انگیزه!

***

موارد بالا، تنها چند نمونه از چیزهایی هستند که موقع کتاب خوندن، کنار جملات کتابها می‌نویسم.
افکار من، احساس‌های من، برداشت‌های من و … خیلی وقتها در هنگام مطالعه کتاب ها در لابلای کاغذها جای می‌گیرن. برای همین، بیشتر کتاب‌های من، خیلی شخصی میشن و متاسفانه نمیتونم (و دلم نمیخواد) به کسی برای خوندن امانت‌‌شون بدم.
کتاب کسی رو هم که مثل خودم عادت به نوشتن توی کتاب‌هاش داشته باشه، دلم نمیخواد بخونم، چون دلم نمی‌خواد به فضای شخصیِ کتابش وارد بشم.
من موقع خوندن همه‌ی انواع کتاب‌ها، در کتاب‌های داستانی و رمان‌ها شاید کمی کمتر و در کتاب‌های غیر داستانی، خیلی زیادتر، علاوه بر اینکه زیر نکاتی که برام مهم یا خاص یا آموزنده یا شگفت‌انگیز هستند، خط می‌کشم؛
خیلی وقت‌ها هم بسیاری از همون سطرهایی رو که زیرشون خط کشیدم باز در حاشیه سفید بالا و پایین و کنار صفحات کتاب می‌نویسم یا اگه خیلی به نظرم شگفت‌انگیزتر و دوست‌داشتنی تر باشن در صفحات سفید اول یا آخر کتاب هم مینویسم، یا در دفترچه‌ام هم یادداشت می کنم.خیلی وقتها هم کنار پاراگراف های دلخواهم ستاره میزنم. بسته به اهمیت مطلب، یه ستاره، تا چند تا ستاره.
گاهی علامت تعجب میذارم. گاهی علامت سوال. گاهی از چیزی خنده‌ام می گیره ایموجی خنده میکشم. گاهی اگه موضوعی به نظرم ناراحت کننده هست ایموجی ناراحتی میذارم.گاهی هم از ایده ی گذاشتن a و b وc و d کنار پاراگراف ها (به پیشنهاد محمدرضای عزیز در فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده) (+) استفاده میکنم.

خیلی وقتها، کتابهایی که خیلی دوست دارم رو برای اینکه بهتر با هر کلمه‌اش زندگی کنم یا بهتر بفهممش یا بهتر توی ذهنم باقی بمونه، یا اصلا خیلی وقتها لمس کردن بیشتر جمله ها با نوشتن‌شون واقعا برام لذتبخشه برای همین عینا توی حاشیه‌ی کتاب، کلمه به کلمه می‌نویسمش.برای همین همیشه کم بودن حاشیه‌های سفید کتاب‌ها گاهی واقعا اذیتم میکنه و با خودم میگم اگه من ناشر بودم دلم میخواست کتابها رو پر از برگه‌های سفید در لابلای کتاب و حاشیه‌های سفید زیاد در صفحات چاپ کنم تا آدم‌هایی مثل من که عاشق نوشتن توی کتاب‌هاشون هستن راحت و با فراغ بال بنویسن.
جالبه. توی مترو که کتاب میخونم سنگینی نگاه بعضی آدم‌ها رو حس میکنم که از اینکه اینهمه حین مطالعه مینویسم و زیر جملات خط میکشم با تعجب بهم نگاه میکنن. من حتی وقتی مترو شلوغه و بین جمعیت ایستادم باز هم مدادم دستمه و موقع خوندن خط میکشم و مینویسم.
برای همین خیلی از خط هایی که توی کتابهای که توی مترو میخونم کشیدم، کلی کج و معوج شدن!
در کل شاید برای همین‌هاست که خوندن کتاب با کتابخوان یا شنیدن کتابهای صوتی، واقعاً به اندازه‌ی خوندن کتاب کاغذی برام لذتبخش و با لذت و یادگیری عمیق‌تر همراه نیست.

راستش برای من دیگه دست گرفتن کتاب بدون اتودم، مثل نشستن پشت میز غذا بدون قاشق و چنگال هست.

واقعا دیگه نمیتونم کتاب خوندن‌هام رو بدونِ اینکه اتود دوست داشتنی‌ام دستم باشه و مدام بر روی صحنه‌ی تابناک صفحات کتابهام بلغزه و بچرخه و برقصه، تصور کنم.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟