Menu
نویسنده مطلب : سمیرا وزیری

مطلب مورد بحث:

انواع هیجانات و ابراز احساسات با کلمات | چرخ رابرت پلاچیک


سلام
من فکر میکنم که کلمه “احساس” جایگاه حقیقی خودش رو به لحاظ معنایی از دست داده و جاهای بسیاری به اشتباه استفاده میشه. نمیدونم از کجا نشیات میگیره اما موردی که به ذهن من میرسه اینه که بسیاری از آدمها با استفاده از کلمه “احساس میکنم” در واقع تفکر یا باور خودشون رو بیان میکنن. یعنی تفاوتی بین “احساس” و ” فکر” قایل نیستند.
این مسیله از دید من دو مشکل اساسی داره؛ اول اینکه جایگاه احساس و تفکر یک فرد مشخص نیست. دوم اینکه خیلی از افراد با یک کلمه “احساس میکنم”بار مسیولیت و بیان تفکر حقیقیشون رو از شونه خالی میکنن و اون “حس” هم یک حس واقعی نیست.

مورد دیگری که به نظر من در جامعه وجود داره به صورت کلی ترس از بیان احساسات حقیقیه که فکر میکنم تا حدود زیادی به فرهنگمون برمیگرده و ترسهای ریشه ای از بیان احساسات. همین میشه که نظرات و قضاوتها (با توجه به ترس از قضاوت کردن و شدن) با عنوان احساس نسبت به افراد و موقعیتها خودشون رو نشون میدن. نه قضاوت سرجای خودشه، نه احساس واقعیه، نه تفکر فرد مشخصه!
و اما… “عشقم” واژه ای که به هرجُنبنده ای میگیم دیگه! “عاشق” و “عشق” هم برای هرکی هرچی، هرجا، هرطور!!!
صرفاً یک واژهء تهی شده است!