Menu
نویسنده مطلب : محمدعلی مهدی پور

مطلب مورد بحث:

تأثیر مقایسه بر شادمانی | کبوتر با کبوتر، باز با باز؟


من در دوران دانشگاه بعد از گذشت یک ترم با دوست عزیز و خوبم آشنا شدم و میتونم بگم عمده وقت نه فقط دانشگاه که روزهامو با او گذروندم

ما خیلی تشابهات در سوابق ، در سطح تفکر، و حتی در شوخی هایمان داشتیم و خیلی خوب همو درک میکردیم و حتی فکر هم را نیز میتواسنیتم پیش خوانی کنیم در مواردی..

تا اینکه احساس کردم باید تغییری در سبک زندگی یکنواخت دانشگاهی بدم برای همین به انجمنی پیوستم و دوستان جدید پیدا کردم که رشته های متفاوت داشتن و تجربه های متفاوت

خب شاید این باعث فاصله گرفتن من و رفیقم شد ولی بعدها اون نیز دوستان جدید پیدا کرد و ما دوستان زیادی پیدا کردی ولی…. فهمیدیم دوستی ما فرق دارد 

امروز هم دوستم رفیقای زیدی داره و هم من ولی باز هم برای دوستیمون وقت میگذارنیم و میدانیم در این سبد دوستی برای همدیگر در چه جایگاهی هستیم