Menu
نویسنده مطلب : الهام

مطلب مورد بحث:

در یک دقیقه به اسب تبدیل شوید


در مورد کارتون اول:
بنظرم لزوم وجود عقل و احساس در زندگی رو میرسونه. و البته این تفکری که گاهی ادم ها فقط اهل یکی از این دو هستند. و ملاک درستی هم براشون همونیه که خودشون هستن. کسی که اهل منطق و عقل هست تو این تصویر از نبودن عقل همون اندازه بهت زده شده که مثلا شخص اهل قلب واحساسات از نداشتن قلب اون.

کارتون سوم که حلزون ها ولاک پشت هست:
منو یاد هدفگذاری های از پایه اشتباه و همینطور مربیهاو دوره های الکی میندازه. عنوان این سری از کارتون ها هم از همین کارتون انتخاب شده و بنظرم یاداور خیلی از کتاب های همین سبکی هست. وعده محقق شدن سریع(حتی زحمت وقت گذاشتن هم نمیخوان) چیزی رو میدن که بعضا خارج از توانایی های فرد هست. که متاسفانه گاهی بخاطر فراگیر شدنش(صف طولانی حلزون ها و یا حتی تلقین ورضایت حلزونی که دوره رو پشت سر گذاشته و تصور خودش این شده که مثل اسب داره میتازه) نمیتونیم و یا فراموش میکنیم که ارزیابی درستی داشته باشیم.
نکنه جالبش واسم این بود که حتی مدرسشون هم اسب نیست و یک لاک پشت ه که از نظر کندی تفاوت چندانی با حلزون نداره.

از دید لاک پشت وقتی نگاه میکنم من رو یاد اموزش های بازاریابی ای میندازه که مثلا میگن فروشنده ای موفق هست که بتونه به یه اسکیمو یخچال بفروشه!! شاید خیلی شبیه نباشن اما یجورایی خام کردن و حتی کور کردن طرف مقابل هست. خودش لاک پشته نشسته میخواد حلزونا رو برسونه به سرعت اسب!!
والا :))

کارتون شکارچی و گوزن:
یاد شعر “روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست” از ناصر خسرو افتادم که در اخر شعر میگه: گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست.

و کارتون اخر هم:
اتفاقی که اینروزا تو اکثر خونه ها افتاده، افراد دور هم جمع میشن اما هرکس سرش تو فضای مجازی و اینترنت گوشی یا تبلت یا بازی یا.. هست.طوریکه داشتن اینترنت وایفای و دادن رمزش به مهمانها بهتر از پذیرایی های دیگه شده و مهمانها رو بیشتر خوشحال میکنه.