Menu
نویسنده مطلب : ابوذر تراز

مطلب مورد بحث:

تصمیم گیری درست الزاماً به نتیجه مطلوب منتهی نمی‌شود


در سال گذشته برای اجرای پروژه ای وارد یک شرکت با اشل ۱۰۰۰ پرسنلی شدیم شرکتی که در حوزه رسانه داری با تمرکز در حوزه تبلیغات فعالیت داشت  و حدود۳۰ رسانه را در حوزه های آفلاین و آنلاین در خودش جا داده بود پروژه ای هم که ما در اون در گیر بودیم احیا رسانه مادر این مجموعه بود که برای شرکت جدای از اهمیت مالی اهمیت استراتژیک داشت اما یک نکته این وسط وجود داشت که این شرکت با وجود گستردگی زیاد  بعد از ۱۶ سال به صورت خانوادگی اداره می شد و جدایی مالکیت از مدیریت طی این سال ها اتفاق نیفتاده بود  و طبق تجربه ای که ما در این مدل شرکت ها داشتیم و می دونستیم زیاد به فرآیند های بلند مدت که قطعا نتایج آنی هم نداشتند علاقه ندارند رفتیم سراغ یک سری کار های چابک که بتونیم با دادن نتایج آنی نظرمالکان که همون مدیران شرکت هم بودند رو جلب کنیم تا شرایط رو برای فرایند اصلاح ساختار ریشه ای فراهم کنیم که نتیجه کار هم بسیار برای طرفین راضی کننده بود تا اینکه یک اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ داد و اون چیزی نبود جز یک انقلاب شرکتی بعد ار ۱۶ سال که همه برنامه های مارو به هم ریخت مالکان به یکباره تصمیم گرفتند دست به جدایی مدیریت از مالکیت بزنندو ساختار شرکت رو به نوعی مهندسی مجدد کنند که طی این فرآیند مالکان دیگر به صورت مستقیم در تصمیمات دخالت نمی کردند و مدیر عامل جدید هم کاملا قائل بود به نظام های ساختار مند و اون شد که نباید می شد و متاسفانه ما که سیستم رو براساس تفکر مالکان ریخته بودیم  متهم شدیم به نداشتن تفکر سیستمی

در پایان فارغ از این روایت فکر می کنم در مبحث جدایی نتیجه خوب از فرآیند خوب تصمیم گیری مسئله مهم اینه که دنیای واقعی شبیه لابراتوار نیست که همه شرایط تحت کنترل باشه و این یعنی هر باد مخالف ناگهانی می تونه نتیجه یک تصمیم رو که در شرایط خاصی گرفته شده تغییر بده و نتیجه نامطلوب به بار بیاره