Menu
نویسنده مطلب : احسان تاجیک

مطلب مورد بحث:

آرکتایپ‌های سیستمی | فرسایش تدریجی اهداف و استانداردها


مثالی که در درس زده شد ارتباط زیادی به مبحث برنامه ریزی و انگیزش داره. ما برای اینکه گیراین آرکتایپ نیفتیم احتیاج به تمرین داریم. بخشی از اون ذهنی است و بخش از اون مهارت در برنامه ریزی و انگیزش.
 
مثلا مهارت برنامه ریزی که ۵ جز داره : اهداف، اقدام ها، معیارسنجش، تعدیل و اصلاح ، وضعیت موجود
مامعمولا برنامه ریزی را با هدف گذاری اشتباه میگیریم و فقط شروع میکنیم به هدف گذاری کردن. این وسط چه اتفاقی میفته؟ به شدت خوشبینانه و به دوراز واقعیت( وضعیت موجود) برای خود هدف گذاری میکنیم. بدون اینکه معیاری برای سنجش و حتی نقطه تعدیل برنامه هایمان را نیز مشخص کرده باشیم.
از بعد انگیزشی : ما چندین کاررا همزمان با هم شروع میکنیم. به مساله نظم شخصی در ۱۵ دقیقه  و میکرو اکشن ها برای شروع بی توجه هستیم. علف های هرز برنامه ریزی را نمیشناسیم به این معنی که اگه قراره مورد خوبی را در برنامه بیاوریم حتما باید از یه کار هرز چشم پوشی کنیم( مثلاحضور در شبکه های اجتماعی) و خیلی موراد دیگه ای که انگیزه ما را تقویت و یا جلوی بی انگیزگی ما را میگیرد.
و در آخر اینکه هر چه شناخت ما از خود ما بیشتر باشد، کمتر گرفتار این آرکتایپ میشیم.