Menu
نویسنده مطلب : سجاد پورحسین

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


تجسم فضایی و درک ساختارها: تا حالا نشده از باز کردن و جمع کردن چیزی لذت برده باشم و بخواهم در مورد کار کردن دستگاهی فیزیکی مشتاق باشم  مثلا سرهم کردن پازل را بخوبی میتوانم انجام دهم اما به میل خودم علاقه ای به ساختنش ندارم به همین دلیل احساس میکنم استعدادم در این زمینه در حد متوسط یا حتی پایین باشد. هر موقع در چنین شرایطی قرار گرفتم کاملا بی حوصله میشوم.
توانمندی استقرا: در این استعداد عالی هستم و به سرعت میتوانم چیزهای مرتبط به هم را به خوبی شناسایی کنم. با توجه به علاقه و فعالیتی که در بورس داشتم همیشه شرکتهای مرتبط را به خوبی شناسایی میکردم و حتی در سایت کارگزاری شرکت و صنایع همگروه را برای خودم دسته بندی میکردم حالا متوجه شده ام که این کارم یک استعداد بوده است و خودم را در این استعداد عالی میبینم.
توانایی گرافوریا: در این استعداد خوب هستم و همیشه بعضی متون را سریع مطالعه میکنم و به خوبی درک میکنم.  اگر لازم باشد کلمه ای را از یک صفحه پیدا کنم یا قطعه کدی را در بین هزاران خط کد پیدا کنم به راحتی این را انجام میدهم.
توانایی در استدلال تحلیلی: در این استعداد خوب هستم و به سرعت میتوانم کلمات و موضوعات مرتبط به هم را کنار هم قرار دهم. از کنار هم قرار دادن ایده ها ، کتاب ها ، و چیزهایی مرتبط کنارهم لذت میربم. همیشه فایل های درون کامپیوترم را سعی میکنم در فولدری مرتبط با هم قرار دهم. کتابهای الکترونیک در پوشه ای جدا، نرم افزار و … نیز در پوشه ای جدا قرار میدهم و اگر چنین نباشد اعصابم بهم میریزد.
توانایی کار با اعداد: در این استعداد کمی ضعیف هستم ، برای ثبت شماره موبایل کسی باید چند بار شماره موبایل را با خودم تکرار کنم که از یادم نرود پلاک ماشین هم همینطور است. اما در پیدا کردن رابطه ای سری اعداد خوب هستم میتوانم ادعا کنم که در پیدا کردن رابطه بین اعداد خوب عمل میکنم ولی در بقیه موارد اصلا!
سیلوگرام: در این استعداد متوسط هستم و یادگیری زبان انگلیسی برایم همیشه جذاب بوده است اما هیچ وقت به طور جدی برای یادگیری آن اقدام نکرده ام و نخواسته ام که یک مترجم یا یک حرفه ای در زمینه ادبیات انگلیسی باشم. اما با این وجود همیشه سعی کردم از یادگیری زبان انگلیسی غافل نشوم و از کتابهای خودآموز استفاده کرده ام تا حدی که از عهده ای خواندن یک مقاله مرتبط با مدیریت و کامپیوتر بر میام و لذت میبرم.
حافظه طراحی: در این استعداد بسیار خوب هستم اگر یک خودکار و یک کاغذ بزرگ به من بدهید همین الان نقشه جایی که در آن زندگی میکنم را کامل و بی نقص برایتان میکشم.
تشخیص و تفکیک رنگها: رنگ را بسیار دوست دارم و در مکانهایی که طیف رنگی گسترده ای داشته باشد لذت میرم مثل فروشگاه های خرده فروشی یا فروشگاههای پوشاک اما از آنجایی که من تقریبا کورنگی دارم استعداد بسیار ضعیفی در  تفکیک رنگ ها دارم گاهی سبز فسفری را با زرد اشتباه میگیرم یا حتی قهوه ای سوخته را مشکی میبینم. خلاصه در هرجایی که حرف از رنگ است سعی میکنم سکوت کنم!
لبریز از ایده: این استعداد از همه استعدادهای معرفی شده جذابیت بیشتری برایم داشت. دوستان نزدیکم مرا به عنوان آدمی میشناسند که دائما در حال ایده دادن هستم البته در حوزه کسب و کار، حتی گاهی به شوخی وقتی همدیگر را میبینیم میگویند “سجاد ایده جدید چی داری؟”. اینکه دیگران مرا به عنوان کسی که ایده میدهد قبول ندارم چون همه ایده هایم بخاطر سروکله زدن با مقالات و کتابها و نقل قول ایده های دیگران است و تاکنون ایده ای جدید از خود ندادم مگر انگشت شمار. در این حوزه هم استعداد ضعیفی دارم.
تسلط بر انگشتان: کمی متوسط رو به بالا هستم و آن هم مدیون چند سال نوازندگی گیتار کلاسیک هستم وگرنه از انجام دادن کارهایی که نیازمند دقت در انگشتان باشد ندارم. یاد می آید برای سرهم کردن برد الکترونیکی و حتی جمع کردن اسلحه در سربازی جز آخرین ها بودم.
 
تشخیص صدا: در این حوزه استعداد خوبی دارم و در تشخیص صدا خوب عمل میکنم. سالها نوازندگی کردم اما به دلایلی چند ماهیست نوازندگی نمیکنم در تستی که در مطلب تشخیص صدا گروه متمم قرار داده بود چیزی دیگری نشان داد (۶۸درصد ریتم و ۷۷ درصد تن صدا که نتیجه ضعیفی بود) شاید بخاطر چند ماه دوری از موسیقی بود.