Menu
نویسنده مطلب : علیرضا رضایی نسب

مطلب مورد بحث:

تعارض شناختی (ناهماهنگی شناختی)


در ابتدای اشتغالم به کار بیشتر همکارانی که خیلی زودتر از من جذب سازمان شده بودند تک فرزند بودند با اینکه تک فرزند داشتن خیلی باب نبود ولی خب آن روزها خیلی کلاس داشت. وقتی از آنها می پرسیدم چرا فقط یک فرزند دارید با آب و تاب توضیح میداند که مزایای زیادی داره و همه ی امکاناتی که هست برای همین باقی میمونه و میتونیم حسابی روی تربیتش سرمایه گذاری کنیم و … بعدها بسیاری از همون دوستانم فرزند دومشون هم به دنیا آمد و البته با اختلاف سنی نسبتا زیادی با فرزند اول حتی تا ۱۸ سال! وقتی ازشون سوال میکردم چرا اینجوری شد بعضا میگفتن ناخواسته بوده، یا اینکه فرزند اولشون اصرار داشته که تنها نمونه، یا اینکه برای دوران پیری و بازنشستگی همدم خوبیه!

به نظرم این دلیل آخر یک جورایی تغییر در باورها بود و دلایل قبلی بیشتر بهانه بود برای پوشاندن یک تغییر باور.