Menu
نویسنده مطلب : محمود قاسمیان

مطلب مورد بحث:

کریس آرگریس و فاصله‌ بین دانستن و عمل کردن


یکی از نمونه های سازمانی آن پاچه خواری و زیرآب زنی است. شما هرگز کسی را پیدا نخواهید کرد که در خلوت خودش، اقرار کند که این دو کار خوب هستند یا باید آنها را انجام داد. فرد حداقل برای آنکه اعتماد به نفس و عزت نفس شخصیش را حفظ کند این دو را بد می داند. چه بسا فرزندانش هم این را یاد می دهد. اما در سازمان ها (و بالاخص سازمان های کشور عزیزمان!) پاچه خواری و زیرآب زنی چنان رایج است که می توان آن را قانون نانوشته دانست و آنقدر این امر عمیق است که گاهی ایراد گرفتن از تصمیم اشتباه رئیس یک سبک سری تلقی می شود.
باید به این نکته دقت کرد که برخی چیزها کلیشه شده اند مثلا همه می دانند که کار را باید کامل و به درستی انجام داد و واقعا همگی به آن اعتقاد داریم (تئوری مورد حمایت به تئوری مورد اعتقاد ارتقا می یابد) اما اکثریت کارهایی که انجام می دهیم به دلایل و گاه بهانه های مختلفی تمام و کمال نیستند.