Menu
نویسنده مطلب : حسین کاظمی

مطلب مورد بحث:

چند نکته در مورد مهارت گوش دادن فعال و موثر


وقتی طرف مقابل من در حال صحبت، ارتباط چشمی ندارد و به اطراف نگاه می‌کند، معمولاً دیگر نمی‌توانم به حرف‌هایش گوش بدهم.

  وقتی نمی‌توانم حرف خودم را مطرح کنم و فقط طرف مقابل حرف می‌زند، عصبی می‌شوم و برای مدیریت این شرایط  سوال هایی برای شفاف سازی میپرسم و از فرد توضیح میخواهم تا در مکس های ایجاد شده نظرم را بیان کنم.

  وقتی شک می‌کنم که منظور طرف مقابل از اشاراتش، خودم هستم یا نه، معمولاً‌ از فرد میخواهم منظورش را واضح تر با مثال بیان کند و این که در شرایط مورد اشاره اش من چطور میتوانم دخیل باشم.

  بیشترین حالت خشمگین شدن من در گوش دادن به حرف دیگران زمانی به وجود می‌آید  که طرف مقابل تنها مرا میشنود و تلاشی برای درگیر شدن در بحث نمی کند.

  وقتی یک نفر صحبت می‌کند و من شنونده هستم، بیشترین قسمت وقتم به نگاه کردن به بحث از دید او می‌گذرد.

  در صحبت‌های طرف مقابل، هیچ چیز به اندازه‌ی  تفسیر بر محور خود حواسم را پرت نمی‌کند. برای حل این مشکل هم،  سعی میکنم دغدغه و چالشی که با آن روبه رو هستم را بافرد درمیان گذارم یا خودآگاهانه تلاش برای تمرکز بر اینجا و اکنون داشته باشم.

  وقتی کسی با سرعت خیلی آهسته (یا خیلی تند) صحبت می‌کند،در گام اول سعی در هماهنگ شدن با او را میکنم و تلاش برای دریافت بیش ترین اطلاعات ، در صورت عدم موفقیت با پرسیدن سوال های باز یا شفاف ساز به دنبال  دریافت اطلاعات بیش تر میروم.