- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : سامان عزیزی

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


– آیا معنای موفقیت رو میدونستم و آیا هنوز هم میدونم و درکش میکنم؟

– آیا میدونستم که موفقیت الزاماً طعم شیرینی نداره، میدونستم که مسیر موفقیت بدون توقفه؟ — آیا میدونستم که تردید در مسیر، جزء جدایی ناپذیر راه موفقیته؟

– آیا اینها رو میدونستم و این مسیر رو اومدم؟ یا اگر اینها رو درک میکردم، مسیر دیگه ای رو میرفتم؟

– آیا با در نظر گرفتن شرایط درونیم و محیط بیرونیم در ابتدای تصمیم گیری انتخاب مسیرم، میتونستم یا میخواستم راه دیگه ای رو امتحان کنم؟

– اصلاً آیا با این تعریفی که از موفقیت دارم، واقعاً اونو میخواستم و میخوام  یا بیشتر دنبال رضایت از زندگیم بودم؟

– آیا رضایتم از زندگی به مسیر اصلی موفقیت هم مرتبط بود و هست یا کمی متفاوته؟

– بیشتر با قلبم انتخاب کردم یا با فکرم؟ این دو مسیر،در تصمیم های مهمم (نه الزاماً بزرگم) چقدر با هم متفاوت بودن؟

اصولاً “هزینه فرصت” چقدر برام مهم بوده و هست؟ فکرم که میگه مهمه ولی برای قلبم چقدر مهمه؟ آیا این قلبم نیست که میزان رضایتم از زندگیم رو تعیین میکنه؟

آرزوی قلبیم اینه که راه رضایت واقعی همه مون همواره هموار باشه …

و اگر هموار نبود این اراده رو داشته باشیم که هموارش کنیم

و اگر اون اراده رو داشتیم دانش و شهودی رو هم داشته باشیم که مسیر رو درست تشخیص بدیم برای خودمون

و اگر اون دانش و شهود رو نداشتیم، این اشتیاق رو داشته باشیم که بدستش بیاریم

و اگر اون اشتیاق رو داشتیم، این امید رو هم داشته باشیم که میتونیم پیداش کنیم یا بسازیمش

که اگر امید نداشته باشیم نه همواری راه،نه اراده،نه دانش و شهود و نه اشتیاق اولیه، ما  رو به ادامه مسیر نمیکشونه

 

ببخشید به درازا کشید!