Menu
نویسنده مطلب : هیوا فیروزی فرد

مطلب مورد بحث:

فایل صوتی درباره تصمیم گیری


مثال سوزن بان:

با پذیرش مفروضات مسئله اگر هدف از پرسیدن این سوال فقط انتخاب بین این دو راه حل باشه و استفاده از ابزار اعلان خطر و نگهبان ریل و … ممکن نباشه یعنی:

۱- هدایت قطار به ریل فرعی و در بدترین حالت کشته شدن یک فرد قانون مدار و هنجار

۲- اجازه دادن به قطار برای ادامه در مسیر ریل اصلی و باز در بدترین حالت کشته شدن سه فرد قانون شکن و ناهنجار

بنظر من بدلیل وقوع این اتفاقات که تصمیمات انسانی در آنها دخیل بود سیستمهای این چنینی اتوماسیون شدن تا توسط قوانین تعریف شده برای کامپیوتر بدون دخالت احساسات تصمیم گرفته شود. پس بد نیست این دو را با هم مقایسه کنیم.

روش سنتی( استفاده از سوزن بان): قطعا هنگام تصمیم گیری عوامل مختلفی میتونه روی انتخاب یکی از این دو راه توسط سوزن بان تاثیرگذار باشه. به طور مثال توی این شهر کوچک دور افتاده اکثر خانواده ها همدیگه رو میشناسن و تصمیم سوزن بان میتونه با توجه به شناخت نسبی که نسبت به این بچه ها داره و یا حتی پیش زمینه ای که از رفتارهای بچه ها داره، احساسی باشه و ترجیح بده ۸ نفر را نجات بده تا یک نفر. یا حتی ممکن است اون یک نفر بچه ی خود سوزن بان باشه و خیلی عوامل و احتمالات دیگه. در این شرایط تصمیم گیری بسیار چالش برانگیز و حساس است و از آنجایی که فاکتور زمان بسیار مهم است، بنظر من در شرایط واقعی اکثریت بر اساس سیستم یک تصمیم گیری میکنند و قطار را به ریل فرعی هدایت میکنند چرا که در اون لحظه زمان تحلیل و محاسبه وجود نداره که فرد به سرعت به این فکر کنه که کدوم قانون مدارانه عمل کرده و کدوم نه. و این شرایط ویژه باعث فعال شدن مغز میشه و تصمیم نا خودآگاهانه روزانه ای که هر روز سوزن بان میگرفته تا قطار  به مسیر در ریل اصلی ادامه دهد به چالش کشیده میشود و مغز به سراغ گزینه ای غیر از راه همیشگی میرود. پس با وجود تصمیمات پیش فرضی که قطعا سازمانهایی که با ریسکهای این چنینی مواجه هستند، از قبل آماده کرده اند و به کارمندان آموزش داده اند باز هم ممکن هست تصمیم مطلوب و مورد نظر سازمان توسط سوزن بان گرفته نشود.

 

روش اتوماسیون: در این روش تمامی حالتهای احتمالی پیش بینی میشوند برای سیستم تعریف میشوند و دستور اجرای تصمیم هر مورد نیز تعریف میشود. پس اینها همه توسط تیم های متخصص انجام میگیره و بررسی ها، محاسبات، تصمیم ها و اجرای آنها حاصل تجربه، دانش و مهارت یک تیم است که مهمترین بخش آن این است که مجری این تصمیمات نقشی در تغییر اجرای انها ندارد بهتر است بگوییم در این حالت تصمیم گیری گروهی صورت میگیرد. در این کیس چون سیستم نمیتواند تشخیص دهد که چه تعداد روی ریل اصلی و چه تعداد روی ریل فرعی قرار دارد، احتمالاتی مثل همزمان و هم مسیر نبود این قطار خارج از برنامه با دیگر قطارها یا حقایق دیگر سیستم را میسنجد و در صورت عدم احتمال خطر به قطار اجازه ادامه در مسیر اصلی را میدهد. پس به طور کل میشه نتیجه گیری کرد که عملا این تیم متخصص، فرض را بر این گذاشته اند که افراد جامعه از قوانین پیروی میکنند و وارد محدوده ریل قطار نمیشوند، در صورت ورود به این محدوده خودشان میبایست تاوان تصمیم اشتباهشان را بپردازند. و این یکی از دلایل اصلی است که جامعه کنونی در کشورهای پیشرفته روز به روز بیشتر به سمت اتوماسیون پیش میروند تا دخالت احساسی انسانها در تصمیم گیری ها را محدودتر کنند.

اگر سوزن این چنین ریلهایی در جامعه در دست سوزن بانانی باشد که مدام برای اجرای قانون تبصره و ماده صادر میکنند تا بتوانند تصمیماتی که بر خلاف قانون میگیرند را توجیه کنند، دیری نخواهد پایید که افراد جامعه به امید اینکه کسی، سازمانی، اداره ای یا … هست تا از کارهای نا هنجار و غیرقانونی آنها حمایت کند، هر چه بیشتر قانون گریز میشوند و جامعه افسار گسیخته تر میشود.

بعلاوه اینکه اگر آن یک فرد قانون مدار فدای هشت فرد قانون گریز شود، در آینده این هشت نفر با خیال راحت تری کارهای غیرقانونی دیگر انجام میدهند و حتی میتوان گفت خانواده های بچه های دیگه هم آنها را از بازی روی ریل فرعی منع میکنند چرا که ذهنشان به آنها میگوید ریل فرعی خطرناکتر از ریل اصلی است و بدین ترتیب تفکر جمعی شکل میگیرد که کاملا برخلاف واقعیت تعریف شده توسط سازمان حمل و نقل ریلی ( در این مورد) است.

در نتیجه، میشه گفت با اعمال تئوری های تصمیم گیری روی کیس سوزن بان احتمال گرفتن تصمیم احساسی و از نوع سیستم یک که در ظاهر به نظر اخلاقی میرسد بسیار زیاد است ولی در عین حال باز به شخصیت فرد سوزن بان نیز خیلی بستگی دارد که تا چه حد منطقی یا شهودی است، یا تا چه حد احساسی یا عقلانی است، چند سال تجربه این کار را دارد و خیلی فاکتورهای فردی دیگر که باز اثبات میکند انسانها با وجود تمام علم روانشناسی، جامعه شناسی، روان شناختی و … در شرایط یکسان عکس العمل یکسان نشان نمیدهد و این نیز گویای این مسئله است که هر فرد سایه خود را روی روش تصمیم گیری اش می اندازد. از دید من تصمیم درست و نادرست در این مورد خیلی قابل تشخیص نیست چرا که بعد از اتخاذ هر کدام از این دو تصمیم و اجرای آن توسط سوزن بان عکس العمل جامعه میتواند مثبت یا منفی باشد به هر دو حالت. بطور مثال اگر جامعه به نحوی تربیت شده باشند که انتظار اکثریت هدایت قطار به مسیر اصلی باشد و سوزن بان تصمیم به ظاهر درست هدایت قطار به ریل فرعی را گرفته باشد، نتیجه اعتراض شدید جامعه خواهد بود که با ز به بحث تصمیم درست و نتیجه نا مطلوب یا بالعکس بر میگردد.

به نظر من در مورد این مثال و تعمیم آن به مباحث تصمیم گیری حتی میشود یک کتاب کامل نوشت و یک تمرین برای آن کافی نیست. چرا که این مثال کوچک نمونه ای از کیس های حتی بزرگتر و پیجیده تری است که روزانه در جوامع مختلف در حال رویداد است و هر روزه افراد، خانواده ها، شرکتها، سازمانها، ادارات، دولت ها، حکومت ها و … در چنین شرایطی میبایست تصمیم گیری کنند.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟