Menu
نویسنده مطلب : حسن فاتحی نسب

مطلب مورد بحث:

انگیزه های درونی و انگیزه های بیرونی


بیشترین کارهائی که در طول روز انجام میدم از نوع انگیزهای بیرونیه اگر خوب انجام بشه باعث ایجاد حسی  خوب در درونم میشه که در نهایت انگیزه درونی در انتهای کار  منجر به حرکت وتلاشی مضاعف شده که نتیجه اون دست یابی به حس خوب ولذت از زندگی وثبت خاطراتی رو به همراه داره  که با یاد اون خاطرات در اینده انگیزه درونی مثبت وویا منفی رو به همراه داره .

در خصوص انگیزهای درونی گاهی اوقات باید باخودت کنار بیایی وکمی هم به فکر خودت باشی اینکاریه که بعد از جندین سال دارم تمرین میکنم که انگیزهای دورنی خودم رو برای دوست داشتن بیشتر خودم تقویت کنم.

این متن رو جند رو پیش تو تلگرام دیدم ،فکر کنم خواندنش برا شما عزیران خالی از لطف نباشه  …..

صبح از خواب بیدار می‌شوی

و صورت نشسته زره جنگ می‌پوشی و آغاز به جنگیدن می‌کنی …

با لشکرِ غم‌ها ، لشکرِ دلتنگی‌ها ، لشکرِ نگرانی ‌های آینده ، لشکرِ خاطرات ، لشکرِ گذشته ، لشکرِ نیازهای عاطفی ، لشکرِ مادیات  …

یک‌ روزهایی آدم به خودش می‌آید و می‌بیند آنقدر درگیر جنگ بوده که خودش را فراموش کرده ‌است!

وسطِ این همه جنگ ،

یک روز دلمان برای خودمان تنگ می‌شود …

به آینه نگاه می‌کنیم و بعد خودمان را می‌بینیم که با بُغض ‌می‌گوید که ” بی معرفت ، مگر برای من نمی‌جنگی؟ پس چرا من را نمی‌بینی؟!

چرا من را فراموش می‌کنی؟!

چرا وسطِ جنگ من را گُم می‌کنی؟!

چرا اصلاً به من شمشیر می‌زنی؟ ”

جرا هیج انگیزه ای باعث خوشحالی من نمیشه؟

الحق که بدترین نوع دلتنگی وعدم انگیزه این است که آدم دلش برای خودش تنگ شود …

این دلتنگیِ کذایی از دلتنگی برای مادر و پدر هم بدتر است…

یک‌ روزهایی باید زره را از تن در بیاوریم

دستِ خودمان را بگیریم و ببریم گردش،

بی هیچ جنگ و هیاهو…

با تشکر از دوستان عزیز