Menu
نویسنده مطلب : مریم رئیسی

مطلب مورد بحث:

درباره توقعات بی جا و کاهش انتظار از دیگران


* با توجه به اینکه من خیلی به مباحث خودشناسی و شخصیت شناسی علاقه دارم و سالهاست در موضوعات و مسائل مختلف به تحلیل رفتار و درونیات خودم می‌پردازم و همچنین به رفتارهای اطرافیان دقت می‌کنم و مطالعاتی هم داشتم در این زمینه, نظرم اینه که یکی از ویژگی‌های اصلی شخصیتیِ مردم جامعه‌ی ما مهرطلب بودن هست؛ و یکی از ستون‌های اصلی مهرطلبی انتظار و توقع داشتن از دیگران.

به نظر من در بسیاری موارد انتظارِ رفتار مثبت متقابل از دیگران, هم بی‌جا هست و هم مخرب.

به طور مثال من میرم بیرون و می‌بینم یکی از همسایه‌ها احتیاج به کمک داره, کمکش می کنم و اون هم یا اصلا تشکر نمی‌کنه و یا خیلی سرد برخورد می‌کنه. اگه من آدم مهرطلبی باشم در درونم خشم و عصبانیت زیادی به وجود میاد و توی دلم کلی بدوبیراه بهش میگم.

اما یک آدم, با شخصیتِ سالم ممکنه از این رفتار تعجب کنه و یا حتی دلگیر بشه, اما دیگه در ادامه‌ی روز ذهنش درگیر این موضوع نمی‌مونه و نه با خودش و نه با دیگری در اینمورد حرف میزنه و کلا موضوع فراموشش میشه.

اگر حساس و مهرطلب باشیم و انتظار تشکر و برخوردِ خوب در مقابل محبتها و کمک‌هامون داشته باشیم, پس از مدتی خسته و دلزده میشیم از محبت به بقیه, و می‌ریم در نقش قربانی و مدام ناله می‌کنیم که هیچکس قدردان نیست و صدتا داستان هم توی ذهنمون هست از افرادی که چطور بهمون بدی کردند و قدر محبتهامون رو ندونستن و حمایت‌مون نکردن و غیره.

* معمولا وقتی کسی کسب و کاری رو شروع میکنه, دوستان و آشنایان و نزدیکان حمایتش میکنن و ازش خرید می‌کنند تا زودتر بتونه روی پای خودش بایسته. من وقتی کارم رو شروع کردم خیلی‌ها حمایت کردن و خیلیها هم نکردن.

کسانی که حمایت نکردن و به مغازه‌ی من سر نزدن از فامیل و دوستان نزدیک بودن.

یادمه من اصلا برام مهم نبود و یه لیست توی ذهنم درست نکرده بودم که ببینم کی میاد و کی نمیاد. بعد از مدتی خواهرم بهم گفت ببین فلانیا نیومدن مغازه‌ت. من اونموقع تازه به یادشون افتادم و گفتم آره راست میگیا, و بعد از چند دقیقه شونه‌ای بالا انداختم و دیگه یادم رفت؛ بدون اینکه ذره‌ای گلایه ازشون توی دلم بمونه.

بعضیاشون هم که بعد از یکی و دوسال اومدن برای خرید مثل بقیه‌ی مشتریها با گرمی و برخورد خوب ازشون استقبال کردم.

دلیل این رفتارم هم اینه که طی سالها از مهرطلبی فاصله گرفتم و دیگه هر کسی و هر دوست و آشنایی اونقدر برام مهم نیست که ازش انتظاری داشته باشم و به محبتش یا تشکر و حمایتش اهمیتی بدم.

به نظرم تعداد کسانی که ازشون می‌تونیم انتظار و توقع داشته باشیم بسیار بسیار محدوده و شامل کسانی میشه که خیلی برامون عزیز هستند.

حتی در این مورد هم اگر محبتمون و مهربونی‌مون واقعی باشه, به هیچوجه انتظار جبران نداریم و بهشون مهربونی می‌کنیم چون حال خودمون خوب میشه.

البته که اگر حمایت عاطفی دریافت نکنیم و یا هنگام پیش اومدن مشکل هیچ شکلی از حمایت رو دریافت نکنیم ازشون دلگیر میشیم.

ولی باز هم به نظرم این توقع داشتن‌ها و انتظارات که باعث دلگیری و غمگین بودن ما میشه مخرب هست و از مهرطلب بودن ما ناشی میشه.

واقعا اگر بپذیریم که هیچکس وظیفه‌ای نداره که همونطوری با ما رفتار کنه که ما باهاش برخورد می‌کنیم دنیا جای بهتری برای زندگی میشه :)

البته این رو قبول دارم که کار بسیار مشکلیه و برامون خیلی راحت‌تره که خودمون رو توجیه کنیم, تا اینکه وجود مشکل رو بپذیریم و برای رفعش چاره جویی کنیم.

مثلا من خودم که الان ادعا میکنم مهرطلب نیستم, اما همچنان گاهی در روابط و مسائل عاطفی رفتار مهرطلبانه و متوقعانه دارم.

و البته مثل همیشه سعی ام رو میکنم که با تکرار و تمرین به سمت یک شخصیت سالم‌تر حرکت کنم و انتظاراتم رو به حداقل برسونم.

چرا که انتظار داشتن فقط و فقط باعث خشم و کینه‌ی درونی ما میشه و در بلندمدت آرامش و حال خوبمون رو از دست می‌دیم.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟