Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

مایکل کرایتون: دانشمند بودن هم یک شغل است


تجربه شغلی من که مستقیما پرسنل را به آپدیت ترین علوم خاص شغلی موظف می کنه و دارو و درمان را بنا به تحقیقات جدید حذف و اضافه و کم و زیاد می کنه، بهم آموخته که علم مخصوص به شغلم را خیلی از هم رده ها و فارغ التحصیلان این رشته بلدند و به مرور زمان به تجربیاتی ارزنده هم در این زمینه خواهند رسید ولی چیزی که تفاوت بین بزرگداشت معنوی علم و علم بعنوان شغل را در این حرفه افتراق میده، نحوه استفاده و زیرساختهای کند و کاویه که مفاخر این حرفه اونو دنبال می کنند.

ما در این شغل علوم را در خدمت مناسبات و اعمال جراحی صرفا زیبایی و به قولی مشتری یابی می بینیم و شاهد هستیم که روزبروز هم بر تعداد این مشتریان افزوده میشه ولی هنوز چند سوال اساسی را بصورت پرسش های بی جواب در این شغل یدک می کشیم که ظاهرا صرفه و سود مادی زیادی بدنبال نداره و به همین علت هم تحقیقات زیادی در این باره صورت نمی گیره.

شغل دانشمندانه ای ( ! ) محدود به عرضه و تقاضای بازار گرچه اینروزها با توجه به گسترده شدن طیف نیازمندی های مردم و انتظارات عجیب و غریبی که شاهدیم، نوعی رده و راسته علمی را انگیخته اما هنوز هم نمیتوان علم را محدود به بازار کرد و هستند افرادی که تجربه و علم خود را صرف نیازمندی های اساسی و باز کردن گره هایی می کنند که هرچند دنیای امروزی برای تحقیقات مربوط به اون موضوعات اسپانسور کافی در اختیار ایشان قرار نمیده ولی نتیجه کارهاشون تحسین برانگیزه و دیگه نمیشه در سایه زحماتشون بی تفاوت فقط به بازار مشتریان متوقع برای دریافت محصولات و یا خدمات کم ارزش توجه کرد.