Menu
نویسنده مطلب : غزاله ابری

مطلب مورد بحث:

کارآفرینی با ده هزار تومان


۱٫دلسوزی والدین و تامین منابع مالی تا بعد از فارغ التحصیل شدن فرزند دانشجو و حتی اصرار بر ادامه ی تحصیلی که کمک نکرده تا فارغ التحصیل از روند جامعه و علم روز آگاهی داشته باشه و صرفا اون رو تبدیل کرده به یک انسان درون گرای پرمدعا که فلان کار در حد شان و شخصیتش نیست و همین طور توانایی ارتباط با دیگران و مذاکرات رو ازش گرفته

۲٫ اصرار بر زندگی با والدین، که اگر مستقل زندگی کنی مردم چی میگن ، تنها زندگی کردن مخصوصا برای دختران یعنی هزار حرف و حدیث . ولی اطرافیان به این توجه نمیکنند که مستقل زندگی کردن یعنی روی پای خود زندگی کردن و قدرت گرفتن. اینکه مثلاشخصی  تلاشی برای زندگی تلاشی نمیکند بیشتر به خاطر این هست که همه چیز حاضر و آماده است در خانه ی والدین . و کم کم شخص به یک couch potato و مصرف کننده  تبدیل میشه بدون اینکه متوجه بشه.

۳٫ سیستم آموزشی و طرز تفکر اطرافیان و جامعه باعث میشه مثلا یک نوجوان فقط در خانه بنشیند و درس بخواند و درس ،که برای کنکور آماده شود و بعد از فارغ التحصیلی هم چیزی عایدش نمیشود .پس یعنی از سن ۱۴ تا ۲۲ و شاید هم بیشتر ما فقط سر خودمان را با یک سراب گرم کرده ایم و با ارزش ترین زمان زندگی را از دست می دهیم و گرفتار افسردگی و یک زندگی راکد میشویم. ولی اگر به زندگی بزرگان و پیشتازان بیاندازیم میبینیم از همین دوران استفاده کرده اند و در سنین پایین اوج گرفته اند.( به همه ی ابعاد زندگی توجه کرده اند نه فقط علم اندوزی صرف. اطرافیان و تفکری که القا میشه به یک شخص خیلی مهم است از نظر من و تغییر دادنش در بزرگسالی خیلی سخت هست و مصائب زیادی رو در پی داره