Menu
نویسنده مطلب : مریم رئیسی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تفکر سیستمی


نکاتی که من در طراحی دبستان لحاظ میکنم : ( البته فقط از نگاه تفکر سیستمی )

۱ – اول اینکه مکانیزم انتخاب دانش آموزان برتر وممتاز به اینصورت طراحی بشه که  شاگرد اول در کلاس مشخص بشه و بعد کلاس ممتاز در سطح مدرسه و مدرسه ی ممتاز در سطح شهر و استان انتخاب بشه. دلیل این روش هم این هست که هر دانش آموز ابتدا برای بالابردن سطح نمره و امتیاز خودش تلاش میکنه و در لایه ی بعد, با طرح و برنامه ای که معلمان تعیین و مشخص می کنند, به دانش آموزان دیگه برای افزایش یادگیری کمک میکنه تا سطح کلاسشون بره بالا و به همین صورت در لایه ی بعد هر کلاس به کلاسهای دیگه کمک میکنه تا سطح کل مدرسه ارتقا پیدا کنه.

به نظرم در این صورت هر دانش آموز فقط به خودش و نمره ی خودش فکر نمیکنه و خودش رو جدا از بقیه  نمیبینه, بلکه وقتی ببینه که جزئی از کل کلاس و بعد جزئی از کل مدرسه هست برای بالا بردن نمره ی دیگران هم تلاش می کنه. در واقع علاوه بر اینکه نمره ی خود دانش آموز مهمه, اما در مراحل  بالاتر نمره ی کل کلاس و کل مدرسه هست که مهم تره.

۲ – و همینطورانتخاب  دانش آموزان برتر در سطح کلاس بر اساس معدل کل نمراتشون نباشه. یعنی اینکه در هر درس به صورت جداگانه دانش آموزان ممتاز انتخاب بشن. مثلا در درس ریاضی و هنر و … .اینطوری بچه ها یاد میگیرند که  قرار نیست یک نفر در همه ی زمینه ها برتر و ممتاز باشه. بلکه هر کسی در زمینه ای استعداد و توانایی داره و نمره ی کل کلاس بر اساس نمره ی این اجزا که هرکدوم در یک درس برتری دارند, محاسبه و سنجیده بشه.

۳ – در مورد تمیزی مدرسه و کلاس و وسایل شخصی هم همین مکانیزم اجرا بشه. یعنی اینکه هر دانش آموز علاوه بر اینکه مسئول تمیزی کیف و وسایل خودش هست, به اندازه ی سهم خودش برای نظافت و تمیزی کلاس و بعد مدرسه هم مسئوله. و برای اینکه این مسئله براشون نهادینه بشه,  میشه نمره ی انضباط و تمیزی رو بر اساس میزان تمیزی کل مدرسه براشون در نظر گرفت.

۴ –  ماهی یک بار یا هفته ای یک بار, بر اساس برنامه ای که معلم و مسئولان تعیین میکنند, هر دانش آموز در درسی  که بیشتر استعداد و توانایی داره انتخاب بشه و یکی از دروس کتاب رو به صورت داستان یا خلاصه و به زبان ساده در بیاره و برای کلاس تعریف کنه و شرح بده. اینطوری یاد میگیره که باعینک  و دید دیگه ای هم به مطالب نگاه کنه و اونها رو بهتر درک می کنه.

۵ – در کلاس انشا, موضوعاتی که از دانش آموزان خواسته میشه در موردشون بنویسند, بیشتر نگاه به آینده داشته باشه. مثلا به جای اینکه بنویسند تابستان گذشته رو چجوری گذراندند در این مورد بنویسند که فکر میکنند تابستان دو سال یا پنج سال دیگه رو چجوری میگذرانند و کجا به مسافرت میرن. یا وقتی در مورد شغل آینده شون مینویسند از اونها بخوان که یک روز یا یک هفته ی کاری خودشون رو در اون شغل بنویسند. اینطوری یاد می گیرند که افق فکرشون رو گسترش بدن و به مسائل و روزهایی که هنوز نیومده هم فکر کنند.

و یا هر بار یک مساله و مشکلی که در جامعه وجود داره, و مناسب درک و سطح فکر دانش آموز دبستانی هست, انتخاب بشه و از اونها خواسته بشه که راه حلهایی که به نظرشون میرسه رو بازگو کنند و در این مورد در کلاس بحث و گفتگو صورت بگیره.

۶ – هر چند وقت یکبار, مثلا ماهی یکبار, جلسه ی دوستانه ای  برگزار بشه بین دانش آموزان و مسئولان و معلمان مدرسه  و در اون جلسه از دانش آموزان همفکری و نظرسنجی بشه در مورد موضوعات مختلف مدرسه. مثلا از اونها خواسته بشه که چه راهکارهایی دارند برای اینکه مدرسه تمیزتر بشه و یا برای برگزاری فلان مراسم چه ایده ای دارند. و یا در مورد روش تدریس معلمان و بهبود اون اگه راهکاری و نظری دارند بیان کنند. با این روش به دانش آموزان یاد داده میشه که اونها هم در گرداندن این سیستم نقش دارند و مهم هستند.

۷ – در دوره های زمانی متناوب جلسه ای بین والدین و معلمان برگزار بشه که هدف  این جلسات این هست که هماهنگی و یکپارچگی بین دانسته های دوطرف برقرار بشه. میدونیم که رابطه ی بین اجزا در سیستم بسیار مهمه, پس باید رابطه ی بین این دو گروه همیشه حفظ بشه و با هماهنگی کامل باشند زیرا تنها در اینصورت هست که رابطه ی هردو گروه با جزء دیگر سیستم, یعنی دانش آموزان, کیفیت مطلوبتری خواهد داشت.