Menu
نویسنده مطلب : شهریار ناصح

مطلب مورد بحث:

ویژگی های یک برنامه ریزی موفق | هدف گذاری کافی نیست


من چون طی سال ها با برنامه اشتباه ریختن بسیاری از خواسته هایم ناکام مانده تقریباً با تمام مراحل تجربیات بسیاری دارم

 

ارزیابی وضعیت موجود

تا همین چند سال پیش من اصلاً ایده ای نداشتم که چنین کاری لارم است و نتیجتاً کل اهداف من حالت رویایی داشتند چون نگاه نمی کردم که این هدفی که برای امسال در نظر گرفتم بیش از ۴ برابر مقداری است که ۵ سال پیش محقق شده.

 

مجموعه اقدام ها

تا همین پارسال من اصلاً چیزی به این عنوان نداشتم و نهایتاً دو سه تا اقدام که همین الان در نظر داشتم را برنامه حساب می کردم و هیچ لیستی مدونی نداشتم که اگر این اقدامات انجام شود به این برنامه و نتیجتاً به این هدف می رسیم.

تا حدی که آخر سال متوجه شدم که اصلاً نمی دانستم برای یکی از اهدافی که داشتم چه کاری لازم است و آن مواردی که در ذهن من بوده تا ۱۰ سال دیگه هم من را به آن هدف نمی رساندند.

 

شاخص ارزیابی

صادقانه بگویم شاخص ارزیابی را من خیلی وقت ها داشتم ولی حاضر نبودم با رنج اندازه گیری و مواجهه با این موضوع که اصلاً وضع این شاخص ها خوب نیست، مواجه شوم و به همین دلیل عملاً این شاخص ها سودمندی نداشتند چون یکبار اندازه گیری می شدند و کلاً فایل آن ها دیگر باز نمی شد.

 

مکانیزم و ابزارهای اصلاح

این جزو مواردی بوده که واقعاً تا پارسال من نداشتم و امسال هم با حذف کردن چند هدف توانستم به بعضی اهداف دیگر برسم ولی واقعاً سخت است اینکه ببینیم اهدافی که دوستشان داریم جلوی چشمانمان پر پر می شوند.

ولی اینکه این برنامه که اگر تا این موقع نرسیدیم فلان کار را خواهم کرد از جمله چیزهایی است که از این به بعد در دستور کارم قرار می دهم.