Menu
نویسنده مطلب : محمود قاسمیان

مطلب مورد بحث:

اهمیت وقفه و خوابیدن روی یک مسئله


یکی از بهترین نمونه هایی که در این زمینه میشناسم به کار تحقیقاتی دو نفر از دوستانم در دوره لیسانس بر میگرده. اونها یک پروژه خیلی بزرگ کنترلی رو شروع کردن و از اونجایی که هر دو آدم های بسیار توانایی بودن واستاد راهنمای خوبی هم داشتن امید خیلی زیادی میرفت که خیلی زود به نتایج بسیار مطلوبی برسند اما کار به هیچ وجه خوب پیش نمی رفت. تقریبا شش ماه روی این پروژه کار کرده بودند و هر دوی اونها ناامید بودند و حتی یکیشون  از خوابگاه برگشت خونه چون هیچ امید دیگه ای نداشت. بعد از چند روز تفریح و دوری کامل از پروژه به خاطر بی خوابی و از روی نداشتن کار دیگری برای انجام دادن در ساعت ۳ صبح یکی از اونها شروع به فکر کردن مجدد روی فرمولها و روابط میکنه و بعد از یک ساعت به جواب میرسه!!!

انقدر این جواب راحت حاصل میشه که فکر میکنه اشتباه کرده و یک روز کامل رو صرف فکر کردن به درستیش میکنه تا اینکه واقعا مطمئن میشه و بعد از این ماجرا در کمتر از یک ماه کل، پروژه خیلی خوب تمام شد. همین بود که این دوست ما همیشه میگه: اگه اون شب بیخواب نشده بودم الان لیسانس هم نداشتم :)

واقعیت این هست که تنها راه یک شبه به جواب رسیدن (همون جور که مصطلح هست “یک شبه پولدار شدن”) سالها تلاش هست!

یادمون باشه قدمت “خوابیدن روی مسئله” به عنوان یک راهکار برای حل مسائل در مقالات علمی به حدود ۱۰۰ سال پیش بر میگرده و شاید بتوان آن را از قدیمی ترین روش هایی که به صورت علمی در این زمینه مورد استفاده قرار گرفته دانست خیلی قبل از طوفان فکری و استخوان ماهی.