- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : سوسن طالقانی

مطلب مورد بحث:

کریس آرگریس و مهارت انجام کارهای مهم بی‌خاصیت


در جلسات رسمی و بحث های گروهی کمتر از بحث های فرد به فرد کمتر ویژگی مهم بودن و بی خاصیت بودن رو همزمان دیدم.جلساتی که تجربه کردم یا مهم نبودن یا آنقدر هم بی خاصیت نبودن.مثلا سال گذشته جلسه ای داشتم با رئیس دانشکده و نمایندگان ورودی ها در دانشگاه.به رغم اینکه در بحث مشکلات و چالش های موجود مطرح شد ، اما اخرجلسه تصمیم گیری خاصی صورت نگرفت.همه در کمال احترام و بدون انتقاد خاص فقط صحبت کردیم و بدون نتیجه گیری کلی جلسه تمام شد.تا مدتها بعداز اون جلسه فکر میکردم اون جلسه جز مهم های بی خاصیت زندگیم بود.اما الان که یاد صحبت های یک سال پیش افتادم دیدم اکثر مشکلاتی که مطرح شده بود حل شده یا به نحوی برای حلش تلاش شده.
اما در بحث های دوستانه تر و درجمع های کوچک کاری ، موارد زیادی وجود داشته که تصمیم های مهم گرفته شده و صحبت های ارزشمندی شنیدم ، حتی برنامه ریزی و ایده پردازی شده، اما درنهایت موضوع به سادگی رها شده و کار به پایان نرسیده.این اتفاقات مهم و بی خاصیت عزت نفس من رو زیر سوال برده و مدل ذهنیم رو به این سمت تغییر داده که ما ایده های خوب و مهمی داریم اما به اکثرش نمی رسیم.
چند بحث نیمه رسمی هم در قالب کارگاه هایی داشتم که مهم و بی خاصیت بودن.صحبت هایی راجع به تفکر نقادانه ، خلاقیت ، انگیزه و خودشناسی و … حرف های مهم اما بدون ایجاد یک جمع بندی و جرقه در ذهن مخاطب