Menu
نویسنده مطلب : حمید مرادی

مطلب مورد بحث:

روانشناسی پول و آنچه باید درباره پول بدانیم


اینکه پول چه اثری در زندگی ما دارد، بستگی به رابطه ما با پول دارد. شاید تصمیمات ما در زندگی هم خیلی از این رابطه تاثیر بپذیرد. کسی که با پول خرج کردن احساس قدرت می کند با کسی که این احساس را ندارد، رفتارهای متفاوتی را بروز می دهند و تصمیمات متفاوتی می گیرند.

کسی که وسواس پولی دارد، ممکن است هزینه کردن برای آموزش، تفریح و حتی سلامتی را غیرضروری تشخیص دهد و قطعا رفتارهای متفاوتی خواهد داشت و زندگی متفاوتی را تجربه خواهد کرد.

رابطه هر فرد با پول، بیشتر از آنکه در گفتار مشخص شود، در رفتار و موقعیت ها مشخص خواهد شد. واقعیت این است که موقعیت هایی که در آن قرار می گیریم هم بر رابطه ما با پول تاثیر می گذارد. کسی که مدت ها به خاطر بی پولی نتوانسته مستقل زندگی کند، هنگامی که پول به دست می آورد و مستقل می شود رفتارش با فردی که از ابتدای زندگی مشکل پول نداشته است، متفاوت است.

نگرش پولی افراد، به معنای واقعی نگرش است و در رفتار فرد بروز پیدا می کند، نه صرفا باوری که فرد در صحبت های خود بیان می کند (درس مدل ذهنی – کریس آرگریس و فاصله بین دانستن و عمل کردن). ممکن است من در جمع دوستانم در مورد پول حرف هایی از جنس اینکه پول چرک کف دست است بزنم، اما در رفتارم طوری باشم که این چرک کف دست قابل چکیدن از دستان من نباشد.

در جامعه ما همه صحبت از دزد بودن پولدارها می کنند یا می گویند که پول قدرت نمی آورد یا می گویند که آدم دست و دلبازی هستند اما ته دلشان برای زندگی پولدارها آب می شود، می خواهند پول داشته باشند که قدرت داشته باشند و اصولا آدم های دست و دلبازی هم نیستند. این فرهنگ دو رو بودن خیلی ربطی به روانشناسی پول ندارد و تقریبا در همه جنبه های زندگی ما از لباس پوشیدن تا تحصیلات دانشگاهی بروز دارد.