Menu
نویسنده مطلب : الهه علیزاده

مطلب مورد بحث:

تجربه شادی و گاوداری زندگی


دیروز یه اتفاقی افتاد که باعث شد بفهمم من درست تا همین دیروز چقدر شاد بودم و این شادی و حال خوب رو نمیدیدم!
انگار دلایل شادی مون وقتی روتین و همیشگی میشه دیگه نمی بینیمشون و به حساب نمی آریمشون. حتا بعضا ژست غم و افسردگی هم میگیریم که این زندگی ای نبود که من می خواستم! اما به محض اینکه یکی از این دلخوشی های روتین رو ازمون بگیرن تازه میفهمیم که تا پیش از این چقد شاد بودیم. و به تبع، چقدخوشبخت.
شاید باید دلایل خوشبختی مون رو هر چند وقت لیست کنیم و مرور کنیم و شاکرشون باشیم که فراموش نکنیم خیلی از چیزهایی که امروز به چشممون نمیاد، رویای نه چندان دورمون بوده.
خودمون رو با مقایسه کردن با تصویر توهمی از آینده ای که ممکن بود(فقط ممکن بود) داشته باشیم و حالا نداریم،از لذت بردن داشته هامون محروم نکنیم.
عزیزانمون رو با آدمهایی که اصلا وجود ندارن مقایسه نکنیم و قدردان حضورشون در زندگیمون باشیم.