آمنه آخوندزاده - استریوتایپ یا تفکر قالبی: معتقد به آن هستید یا قربانی آن؟
Menu
نویسنده مطلب : آمنه آخوندزاده

مطلب مورد بحث:

استریوتایپ یا تفکر قالبی: معتقد به آن هستید یا قربانی آن؟


استریوتایپ هایی که قربانی آنها بوده ام:

۱ـ مهاجر بودن: این مورد از استریوتایپ هایی است که از ابتدای شناختن خودم تا حالا به شکل های گوناگون قربانی اش شده ام.نوع نگاه جامعه و همچنین قوانینی که تنها حق نفس کشیدن را تحت شرایط خاص! محفوظ نگه می دارد؛روی عزت نفسم تاثیر منفی زیادی گذاشته است.

۲ـ درونگرایی یعنی خجالتی بودن: سالهای نوجوانی و اوایل جوانی من با برچسپ های مختلفی از جمله خجالتی بودن؛ بی زبون بودن؛ مظلوم بودن و گوشه گیر بودن از من شخصیت منفعلی ساخته بود.به این دلیل عمده که در نگاه مردم درونگرایی مساوی با خجالتی بودن و بی دست و پا بودن است.

۳ـ ظاهر و نوع پوششم: برای من پوشیدن لباسی که در آن راحت هستم اولویت بالاتری نسبت به مد و رنگ و شکل و قیمت دارد.این نگرشم باعث پیشداوری در مورد عقاید و باورها و شخصیتم ( بر اساس ظاهر) در میان دوستان و همکلاسی ها می شده و رفتارشان را با من بر این اساس تنظیم می کرده اند.

استریوتایپ هایی که به آنها اعتماد می کنم:

۱ـ کار نکردن کارمندان در ادارات دولتی: این استریوتایپ به قدری قوی است که اگر در اداره ای با کارمندی مواجه شدم که به صورتی که منطقی است و انتظار می رود در حال کار کردن است به معنای واقعی کلمه شگفت زده و خوشحال می شوم.

۲ـ پرحرفی برابر است با اعتماد به نفس بالا: قبل تر( پیش از شنیدن فایل های صوتی مسیر اصلی و خواندن درس های عزت نفس) به این استریوتایپ معتقد بودم که هرکسی که زیاد حرف می زند و برای هر کسی و هر چیزی جواب آماده ای دارد اعتماد به نفس بالایی دارد.در مواردی رفتار تهاجمی را هم نشانه همین اعتماد به نفس می دیدم. جالب اینکه خودم هم قربانی این استریوتایپ بوده ام.

۳ـ مشاوره پوست و مو در داروخانه: اخیرا هر داروخانه ای بخشی برای مشاوره پوست و مو دارد که من فکر می کنم کسی با تحصیلات و مطالعات غیرمرتبط است و به هیچ صورت ممکن به توصیه ها( و پیشنهاداتشان) اعتماد نمی کنم.