Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا کروبی

مطلب مورد بحث:

کریس آرگریس و مهارت انجام کارهای مهم بی‌خاصیت


چندی پیش قصد در برگزاری مراسمی از طرف دانشگاه داشتیم ، این مراسم بسیار مهم بود و قرار بر این بود که تقریبا تمامی معاونین دانشگاه ، برخی اساتید و تعدادی از افراد مهم استان در این مراسم حضور داشته باشند در این راستا جلساتی تشکیل دادیم که از نظر من این جلسات مثالی بارز برای این درس بود .

هر کدام از افراد این جلسه مسئولیت خاصی در دانشگاه داشتند و با توجه به تجارب صرفا نظرات خود را بیان میکردند .

یکی از افراد در جلسه میگفت : قبل اینکه ما بخواهیم شروع به برنامه ریزی کنیم نیاز داریم از مهمان های مراسم با خبر بشویم ! اینکه چه کسانی قطعا می آیند و چه کسانی نمی آیند . مثلا ما نمیتوانیم در مراسمی که رئیس دانشگاه حضور دارد تئاتر برگزار کنیم و محتوای تئاتر با توجه به مهمان ها مشخص میشود و حتی انتخاب سالن مناسب نیز به تعداد مهمان ها ربط دارد ، حتی برای پذیرایی نیز تعداد مهمانان مهم است.

یکی دیگر از افراد میگفت : قبل از هر چیزی ما باید ببینیم چقدر بودجه برای این مراسم داریم و با توجه به بودجه مهمان دعوت کنیم و این بودجه به ما اجازه میدهد که نوع و تعداد پذیرایی را مشخص کنیم . اگر بودجه ی ما محدود باشد نمیتوانیم تعداد مهمانان را از حد مشخصی بیشتر کنیم و اگر بودجه ی ما کمتر صرف پذیرایی شود نمیتوانیم مهمان های مهم را دعوت کنیم.

از طرفی بیان میشد که سخنرانی های ما نباید از حدی بیشتر باشد چراکه باعث یکنواختی برنامه میشود ولی از طرفی تعدادی افراد هستند کهبا توجه به محتوای مراسم باید سخنرانی داشته باشند همچنین کسانی هستند که اگر سخنرانی نداشته باشند نوعی توهین به آنها تلقی میشود.

در نهایت همه ی این حرف ها در جای خود درست و مهم است ولی هیچ کدام از آنها در راستای ارائه ی راه حل و درست شدن مشکل نیست و در واقع جلسات این چنینی چندان کمکی به اجرای مراسم نمیکند بلکه نکاتی پراکنده و بی خاصیت را بیان میکند .