Menu
نویسنده مطلب : فاطمه زهرا پاکزاد

مطلب مورد بحث:

توانمندی در جلب دوستی و رابطه سازی با دیگران


برای من سخت است که بتوانم خودم یا دیگران را “درونگرا”یا “برونگرا”بنامم.گاهی هر یک از این دو هستم.و گاهی علیرغم اینکه دوست دارم درونگرا باشم خود را برونگرا نشان می دهم و یا بالعکس
به همین دلیل درمواردی اگر چه به راحتی می توانم رابطه سازی کنم ولی این کار ار انجام نمیدهم.به صورت کلی فکر میکنم این توانایی را دارم که بتوانم با انواع مختلف ادم ها رابطه سازی کنم و آن ها هم مرا می پذیرند. ولی تمایل کمی برای ادامه یک ارتباط عمیق با دیگران دارم و ترجیح میدهم در سطح بمانیم.به عنوان مثال وقتی محل کار فعلی را ترک کنم شاید فقط ارتباطم با یکی دو نفر در حد ارسال پیام ادامه پیدا کند.
در بعضی فرهنگهارا بطه سازی راحت تر رخ میدهد.به عنوان مثال ساکنین مناطق شمالی راحت تر از ساکنین استان های شرقی رابطه بر قرار میکنند و اگر در تاکسی کنارشان بنشینید در همان چند دقیقه می توانمند رابطه سازی کتد.
برای استفاده از تخفیف و چانه زنی در حین داشتن رابطه ناتوان هستم.و ترجیح میدهم تا طرف مقابل هم از رابطه ای که با من دارد در گرفتن تخفیف استفاده نکند.
به رابطه سازی با کسانیکه با آن هار ابطه خونی دارم(به جز والدین)هیچ اعتقادی ندارم.
همیشه در فکر حل مشکل کسانی هستم که با انها در رابطه هستم حتی رابطه سطحی.
با کسانیکه انتظار پیگیری و مداومت زیاد از طرف من در رابطه دارند ارتباطم را قطعمیکنم.به عنوان مثال دوستی دارم که هر وقت با من تماس میگیرد میگوید”چرا هیچ وقت تو خبری از من نمیگیری…”دقیقا با همین جمله توانست تماس و پیگیری های هفته ای یکبار من رابه ماهی یک بار و سپس به هرگز تبدیل کند.
آدم ها برای من مثل مجموعه ای از بردارهای مثبت و منفی هستند و در رفتارهای اشفته شان در لحظه سعی میکنم به خودم بگویم این الان در حالت منفی هست و دلیل بر این نمیشود که دیروز یا فردادر این حالت باشد پس باید صبوری و مدارا کنم.البته از آن جاییکه من هم یک آدم هستم ممکن است گاهی نتوانم خودم را کنترل کنم و مثل او با خودش رفتار کنم.به عنوان مثال کسی را میبینم که علاقه مند به تحقیر کردن دیگران و تمسخر آن هاست ممکن است او در کودکی والدینی داشته که همیشه او را تحقیر میکردند وبابت رفتارهایش او را با دیگرانی که بهتر ازو بودند مقایسه میکردند و حالا ما فقط داریم اخر داستان یعنی ان رفتار بیرونی را میبینیم.وقتی از ین زاویه به موضوعنگاه میکنم خشمم کمتر شده و به دلسوزی تبدیل می شود.