Menu
نویسنده مطلب : شیوا صالح نیا

مطلب مورد بحث:

شاخص چیست؟ استعاره‌ای برای درک بهتر شاخص


۱- من یه صاحب ماشین می شناختم که یه ماشین قراضه داشت. برای اینکه با ماشین قراضه اش بتونه تو مسابقات فرمول یک شرکت کنه، یه تیمی متشکل از افراد مجرب باتجربه و پرتلاشان بی تجربه جمع کرده بود که ماشین رو سرویس کنن. یکی مسئول لاستیک ها، یکی مسئول موتور، و …. این تیم بیچاره چندماه درگیر تعمیر این ماشین قراضه بودن تا بتونه تو مسابقات فرمول یک شرکت کنه و آبروریزی نشه. بعد که نتیجه کار رو تقدیم صاحب ماشین کردن، جناب سرش رو کرد تو موتور و شروع کرد سوال کردن:«این قطعه به چه درد می خوره؟ این چرا اینجاست؟ و…»، بعد به این نتیجه رسید که یه سری قطعات موتور اضافه است و باید کند و ریخت دور. نتیجه شد یه ماشین نیمه قراضه که از وضع اول بهتر بود ولی به درد فرمول یک نمی خورد. کلی هم سر و صدا می کرد. بعد که تیم معترض شدن که «آقا اومدی و یه روزه نتیجه چندماهه ما رو تبدیل کردی به یه ماشین پر سر و صدا»، صاحب ماشین فرمودن که «عیبی نداره، یه دسته قوطی می بندیم به سپر ماشین که صداش زیاد باشه و سر و صدای موتور شنیده نشه. تازه این مسابقات فرمول یک تو پیست داغون آباد برگزار میشه. فرمول یک جهانی نیست که. همین قدر ماشین راه بره بسه. حالا با سر و صدا یه کم. ما قبلاً تو مسابقات فرمول یک فرقون آباد هم، همین جوری کار کرده بودیم». لازم به ذکر است که ایشون، این ماشین نیمه قراضه رو به راننده های از همه جا بی خبر میندازن. خودشون پشت فرمون نمی شینن. اگر هم راننده با کله رفت تو داشبورد، دیگه راننده بلد نبوده رانندگی کنه … (خیلی معلوم نبود که صاحب ماشین مشاور راننده است؟:))

۲- خودم رو جای مدیر منابع انسانی شرکت نمی تونم بذارم ولی می تونم تصور کنم که اگر مدیر یه واحد بودم، چه روندی رو برای شکل دهی شاخص ها طی می کردم. شاید فرایند پیشنهادی ام کمی خام باشه ولی ترجیح می دم که برای هر کدوم از کارکنان، شاخص های منحصر به خودش رو شکل بدم و مخصوصاً تلاش می کنم در چند ماه اول، با هر کدومشون جلسات دو نفره داشته باشم تا بفهمم خودش برای کارش چه شاخص هایی تعریف کرده (گاهی بنابر نوع کاری که شخص انجام میده، شاخص های پیشنهادی خودش خیلی واقعی تر و مناسب تره) و بعد با توافق خودش، مشخص کنیم که چه شاخص هایی برای سنجش کارش استفاده میشه.

تو یکی از کامنت ها هم پیشنهاد استفاده از روش امتیازی متوازن رو دیدم که به نظرم جالب بود. موافقم که برای شکل دهی شاخص های مرتبط با هم که مورد توافق چندین واحد باشه، روش بسیار خوب و محبوبی می تونه باشه