Menu
نویسنده مطلب : حمید مرادی

مطلب مورد بحث:

استعداد و توانایی خواندن سریع و سرعت درک تصویری بالا


به نظرم تفاوت اساسی در نحوه خواندن ما و کار با کلمات و اعداد وجود دارد. هدف از خواندن اعداد یا کلمات چیست؟ چقدر نسبت به اعداد و کلمات در حوزه کاری خود آشنایی داریم؟

مثلا فرض کنید مقاله ای در زمینه تخصصی خود می خوانید که صرفا روش جدیدی را ارایه کرده است. خواندن این مطلب به دلیل آشنا بودن کلمات و مفاهیم بسیار راحت است.

یا فرض کنید که قرار است مفاهیمی جدیدی را برای اعضای شرکت در جلسه ای ارایه کنید. خواندن این مفاهیم، ارتباط دادن آن با مفاهیم دیگر به گونه ای که برای دیگران که تخصص متفاوتی با شما دارند، بسیار طولانی تر خواهد بود.

یا فرض کنید که حسابدار هستید و هر چقدر هم که کار با اعداد را خوب بلد باشید، هنوز دامنه مورد قبول اعداد مثل دامنه هزینه ها، درآمدها و میزان فروش هر بخش را نمی دانید. باز مدتی زمان می برد که بتوانید از این استعداد به خوبی استفاده کنید.

یک روز صبح مدیرم جزوه ای ۶۰ صفحه ای به من داد و خواست که بررسی کنم و بعد برایش توضیح دهم. مدیر من با من هم رشته ای است و موضوع جزوه هم حداقل برای من بسیار آشنا بود. من ۱۰ دقیقه بعد، مطالب را برایش توضیح دادم.

روز دیگری مدیرم خواست تا نشریه ای که توسط همکاران آماده شده بود را مطالعه کنم و ایرادات آن را بگویم. با موضوع آشنایی چندانی نداشتم اما به سرعت ایرادات نگارشی و جملات نامفهوم را پیدا کردم. بعضی اعداد مربوط به هزینه های ساخت و ساز را به دلیل حسی که نسبت به اعداد دارم، متوجه بزرگی و کوچکی آن ها شدم و در نهایت در مدتی حدود یک ساعت ۷۰ صفحه متن را با ذکر ایرادات نگارشی و همچنین کمبودهای مفهومی تحویل دادم.

البته روزهایی هم بودند که کار با یک مجموعه عدد را دو هفته کش داده ام و نتوانسته ام منطق پشت اعداد را کشف کنم. من با اعداد خالص مشکل دارم. اعداد خالصی که هیچ مفهمومی را بیان نمی کنند یا مفاهیمشان با چندین مفهوم در ذهن من همپوشانی دارند، به مشکل بر می خورم.