Menu
نویسنده مطلب : مرضیه مصلی نژاد

مطلب مورد بحث:

مسائل چند ریشه‌ای: زنبورهایی که ناپدید می‌شدند


خود مشکل: پایین بودن سرانه مطالعه در ایران
 
ریشه‌ی اصلی مشکل از نگاه جامعه: گران بودن قیمت کتاب و پایین بودن حداقل دستمزد که باعث می‌شود کتاب به عنوان یک نیاز اساسی در سبد خانوار تعریف نشود.
 
سایر مواردی که به ذهن من می‌رسد:

۱- در دسترس نبودن کتاب خوب و محتوای خوب به علت عدم تولید محتوای مناسب و به حد کفایت در کشور، به نحوی که در حوزه علوم انسانی تولید محتوی داخلی و بومی، در حد صفر است.

۲- زیادشدن مشغله‌های کار و زندگی و کم‌تر شدن فرصت برای مطالعه
۳- ظهور شبکه‌های اجتماعی و پرسه زنی در این شبکه‌ها که منجر به این شده است که هر فرد از نظر اطلاعات، درنهایت به اقیانوسی به عمق یک سانتیمتر تبدیل شود.
۴- عدم رعایت حقوق مؤلفین و به‌تبع آن، تولید ترجمه‌های بسیار سطحی و شتاب‌زده و وجود چندین ترجمه از یک کتاب با جایگزینی کلماتی مثل “هست و است” و بازار بی سرو سامان کتاب
۵- شتاب‌زدگی در سپردن مطلب به دست چاپ و صرف‌نظر مترجم یا مؤلف از ویرایش فنی و ادبی کتاب‌ها و نمونه‌خوانی کتاب‌ها برای کاهش غلط‌های املایی و روانی و سهولت فهم کتاب‌ها
۶- عدم ترجمه آثار وزین  و به جای آن ترجمه آثار بازاری و تجاری که به فروش تیراژ بالای آن‌ها اطمینان باشد.
۷- وجود تحریم‌ها و عدم رفت‌وآمد توریست‌ها که منجر به این مسئله شده است که فقط به زبان فارسی آشنا هستیم و از مطالعه آثار سایر زبان‌ها و به ویژه زبان انگلیسی و لذت بردن از مطالعه مطلب، به زبان اصلی محروم هستیم.
۸- عدم توجه به تعریف و تدوین جشنواره‌های تندخوانی، کتاب‌خوانی و استفاده از آن‌ها در راستای ترویج کتاب‌خوانی از سنین پایین و سنین دبستان
۹- استفاده بسیار محدود رسانه‌های ارتباط جمعی از تبلیغ برای معرفی کتاب و ترویج کتاب‌خوانی و انجام تبلیغات لازم
۱۰- بی‌توجهی به فرهنگ‌سازی و ایجاد عادت به مطالعه از سنین کودکی و بی‌توجهی به این مسئله که مطالعه بزرگ‌سالان، باعث الگو گرفتن بچه‌ها و ایجاد اعتیاد مثبت در آن‌ها می‌شود. درنهایت، فرهنگ مطالعه از کودکی در افراد نهادینه نمی‌شود.
۱۱- کمبود تبلیغات برای کتب پرمخاطب و کتب برگزیده سال و کمبود جشنواره‌ها و کمبود تبلیغ در جشنواره‌ها
۱۲- برنامه‌ریزی نکردن برای اوقات فراغت دانش آموزان و استفاده از آن در راستای مطالعه کتاب
۱۳- محدود شدن به فقط مطالعه کتب درسی و به خاطر سپردن پاره‌ای محفوظات (به جای ایجاد حس لذت از مطالعه کتاب)
۱۴- عدم برنامه‌ریزی نهادهای مسئول برای تولید و چاپ “کتب همراه” و “کتب جیبی”، طوری که بشود همه‌جا همراه خود داشت و استفاده کرد.
۱۵- عدم عزم و اراده جدی و برنامه‌ریزی دولت برای استفاده رایگان مردم از کتاب در مکان‌های عمومی مثل مترو و فرودگاه و …
۱۶- بی‌توجهی خانواده‌ها به مطالعه فرزندان و در دسترس بودن اسباب سرگرمی در حد وفور( مثل بازی‌های کامپیوتری برای همه سنین)
۱۷- بی‌حوصلگی و شتاب‌زدگی ناشی از عصر تکنولوژی و به دنبال نسخه‌های قرصی و کپسولی بودن
۱۸- شبانه‌روزی نبودن کتابخانه‌های عمومی و ملی و کاهش حمایت‌های دولتی(حذف بودجه ارزی وزارت ارشاد برای خرید کتاب خارجی)
۱۹- احساس عدم نیاز به کتاب و مطالعه برای پیش برد کارها و کمبود انگیزه و علاقه برای کتاب‌خوانی
۲۰- حجم بالای کتب دانلود شده (مخصوصاً رایگان)، که باعث سردرگمی برای انتخاب و مطالعه کتاب از بین حجم زیادی کتاب دانلود شده می‌شود و از طرفی “هرکس به‌اندازه هزینه‌ای که پرداخت کرده برداشت می‌کند.” و چون هزینه کتاب‌ها را پرداخت نمی‌کنیم، طبیعتاً  ضرورتی هم برای مطالعه آن‌ها هم نداریم. (خواندیم خواندیم، نخواندیم هم نخواندیم. چیزی  که از دست نرفته است!)
۲۱-گرانی و عدم امکان آسان خرید کتاب‌های خارجی که  در کنار ناآشنایی به سایر زبان‌های خارجی (دروازه فهم فرهنگ آن‌ها)، مزید بر علت می‌شود.
۲۲- بی‌توجهی به فرمایش ائمه و معصومین (امام علی ع می‌فرمایند: هرکس که با کتاب آرامش می‌یابد، آسایش از او سلب نمی‌شود.) و عدم ارزش‌گذاری جامعه به امر مطالعه به نحوی که کتاب‌خوانی، فضیلت اجتماعی محسوب نمی‌شود تا به آن افتخار کنیم و برای جلوافتادن در آن، با هم مسابقه بدهیم.
۲۳- …
 
داستان کتاب‌فروشی صداقت در چین (در کشور چین یک کتاب‌فروشی آن‌قدر به مشتریان خود اعتماد دارد که بدون هیچ صندوق‌دار یا حتی فروشنده‌ای اداره می‌شود!و این خود مردم هستند که خرید کرده و هزینه را پرداخت می‌کنند.
مشتریان این کتاب‌فروشی برای مطالعه آزاد هستند و اگر بخواهند این کتاب‌ها را به کتابخانه شخصی‌شان اضافه کنند، می‌توانند پول‌هایشان را درون صندوق مخصوص این فروشگاه بریزند و با پرداخت هر مقداری که خودشان دوست دارند، صاحب کتاب شوند.
شاید باورکردنی نباشد که مردم هم به خوبی جواب این اعتماد را پس داده‌‌اند و با اینکه هیچ کارگر یا مراقبی در اطراف این کتاب‌فروشی حضور نداشته، بهای کتاب‌هایشان را تمام و کمال پرداخت کرده‌اند. گرچه کم نبوده‌اند کسانی که فقط به مطالعه کتاب بسنده کرده‌اند؛ ولی با این حال پولی که از درون این صندوق‌ها به‌دست‌آمده، کفاف خرج اداره کتاب‌فروشی را می‌دهد.
شبیه همین مسئله در مورد ترجمه کتاب “بی‌شعوری” در ایران تکرار شد و پرداخت هزینه اینترنتی ار طرف خوانندگان، مترجم را راضی نگه داشت.