Menu
نویسنده مطلب : احمد عباسی

مطلب مورد بحث:

طراحی سیستم فروش - درس 3 - شناخت بهتر فرهنگ OC


فکر میکنم در شرکت های نتیجه محور اصطلاح ( هدف وسیله را توجیه می کند ) شعار اصلی سازمان باشد. بنا به نظریه ماکیاولی که در مورد سیاست های ریاکارانه بیان کرد در سازمان های نتیجه محور هم چون هدف فقط فروش بیشتر و در نتیجه آن استفاده از قدرت بیشتر، فساد بیشتر، تاثیرگذاری بیشتر و قص علی هذا می باشد می تواند نتایجی را به همراه داشته باشد.

با توجه به اینکه در سیستم های نتیجه محور فقط بر اساس یک شاخص ( درآمد ) سازمان مدیران ستادی، عملیاتی، اجرایی و یا واحدهای فروش شاخص موفقیت سازمان را می سنجند نگاه به مشتری نگاه ابزاری است. مشتری ، مشتری خوب به حساب می آید که از سازمان خرید کند. اینکه چه چیزی می خرد یا چه خواهد خرید مهم نیست مهم این است که ترندی در این بین صورت بگیرد.

فکر میکنم در پی نگاه موجود به مشتری در این گونه سازمان ها، فساد سیستماتیک در این سازمان ها مستعد نمایان شدن می باشد. ایجاد روابط رانتی و خارج از چارچوب سیستمی سازمان سبب می شود که اخلاق حرفه ای به راحتی از میان برود و در نتیجه زمینه بروز صورت سازی های مالی، حساب سازی، روابط خارج از عرف قوانین فروش شکل بگیرد.

جزیره ای عمل کردن افراد در این سیستم ها سبب میشود که در صورت وجود اهداف استراتژیک در میان ارکان یک سازمان باعث بروز جریانات بسیار ضعیف ورودی برای موفقیت یک سازمان بشود که در نتیجه آن اهمیت اهداف کوتاه مدت برای مجموعه سیستمی سازمان و بی اهمیت بودن اهداف بلند مدت و در نتیجه فکر میکنم که دوره عمر سیستمی این سازمان ها خیلی سریع تر به پایان می رسد.

از دیگر عوامل تاثیر گذار،فکر میکنم نبود وفاداری میان مشتریان و سازمان به دلیل تصمیمات خوشه ای، نبود تفکرسیستمی، نبود رابطه علت و معلولی و بی اهمیت شمردن قوانین فروش حرفه ای باشد که می تواند بر ماندگاری یک سازمان تاثیر به سزایی داشته باشد.