Menu
نویسنده مطلب : حسین قربانی

مطلب مورد بحث:

مدیریت ذره بینی چیست؟ (+ داستان مدیریت فوق‌ ذره بینی ایلان ماسک)


چه نکات و تجربیات دیگری را می‌توانید به نکات مطرح شده در این درس بیفزایید؟

چهار مورد از تبعات مدیریت ذره‌بینی در این درس مورد اشاره قرار گرفت. به نظرم مورد پنجمی هم وجود دارد و آن هم اینکه بی‌نظمی و ناهماهنگی در مجموعه افزایش می‌یابد. به این صورت که وقتی کارمند می‌بیند مدیر در همه جزئیات و مسائل وارد شده و آنها را کنترل می‌کند، به مرور انگیزه خود را برای انجام درست و دقیق کارها از دست می‌دهد و بعد از مدتی برخی کارها به درستی کنترل نمی‌شوند و یا اینکه هیچکدام از طرفین مسئولیت انجام نادرست کارها را نمی‌پذیرند.

در واقع کارمند وقتی برای انجام درست کار و کنترل دقیق موارد تلاش می‌کند که احساس کند، این کار او یک خروجی مشخص دارد و ارزشمند است. ولی وقتی کارمند هر بار کاری را انجام می‌دهد، مشاهده کند که مدیر یک بار قبل از او این کار را انجام داده و یا اینکه مجددا کار او را تکرار می‌کند و وارد جزئیات می‌شود، دیگر انگیزه‌ای برای صرف انرژی بسیار برای انجام یک کار مشخص نخواهد داشت.

 

در شرکت‌های دولتی و ساختارهای لَخت سنتی که مدیر، نمی‌تواند به سادگی افراد ضعیف و ناشایسته را حذف کند، چه راهکارهایی می‌تواند برای کاهش نیاز به مدیریت ذره بینی وجود داشته باشد؟

در این نوع ساختارها مدیر باز هم یک سری اهرم‌ها در اختیار دارد که کارمند را وادار به انجام درست و دقیق کارها کند. از جمله اینکه در بسیاری از سازمان‌های دولتی تایید و تعیین میزان اضافه‌کاری ماهانه و برخی پاداش‌ها، ارزیابی‌های پایان سال و همچنین امتیازات خاص در دست مدیران است.

در صورتی که مدیر شناخت کافی از علایق و روحیات کارکنان زیرمجموعه خود داشته باشد، به راحتی خواهد توانست این نوع مسائل را مدیریت کند.

برای مثال برخی افراد علاقمند به گرفتن سمت‌های سازمانی بالاتر هستند، برخی دیگر با اضافه کاری بالاتر انگیزه می‌گیرند، افرادی دیگر علاقمند دریافت اختیارات هستند و … . مدیر با توجه به این موارد می‌تواند با دادن و گرفتن امتیازات خاص از کارکنان بر اساس شناختی که از آنان دارد، نیاز به مدیریت ذره‌بینی را در سازمان به حداقل برساند.

اما مشکل اصلی همانی است که در متن درس اشاره شد و آن هم اینکه مدیران خود دارای ضعف‌ها و کاستی‌های فراوان هستند و این باعث می‌شود که قاطعیت لازم را در این موارد نداشته باشند و در خصوص تصمیماتی که اتخاذ می‌کنند نتوانند مدیران بالاتر از خود را توجیه کنند.