Menu
نویسنده مطلب : علیرضا نبیئی

مطلب مورد بحث:

ده مرد و یک شلوار


در مورد کارتون دوم به نظر من اگر دقیق تر بهش نگاه کنیم می بینیم که اون پرنده از فضای خارجِ قاب داره تکه چوبی رو به سمت قفس می بره و آسمان دنیای داخل قاب تیره و سیاهه. در واقع فکر میکنم با نشانه هایی که کارتونیست مشخص کرده این طور هم میشه برداشت کرد که اون پرنده داره به ما میگه در دنیایی که آسمان اون به رنگه سیاهه و امیدی به پرواز در آبیِ آسمان نیست، در قفس بودن بهتر از آزاد بودن و پریدنه.

و در مورد کارتون سوم هم اولین چیزی که در ذهن من تداعی شد موضوع قلب یا جعل واقعیت و حقیقت از جانب اطرافیانه یک شخص صاحبه قدرته. آدمهایی چاپلوس و حقیر که صرفاً بخاطر منافع خودشون دنیا رو برای اون شخص صاحب قدرت – اما ابله – کاملاً بگونه ای دیگه نشون میدن (و البته در یک کار پرزحمت اما هماهنگ با جماعتی دیگر).