Menu
نویسنده مطلب : سارا حق بین

مطلب مورد بحث:

دن اریلی و ماجرای خوردن در بوفه رستوران‌ها


سلام به دوستان

در مورد این مبحث مثالی به ذهنم خطور می کند که شاید تصویر کوچکی از زندگی روزمره اغلب ما است.

مدیری که برای حفظ منافع مالی و شخصی خود از کارمندش نهایت بهره برداری را کرده و مبلغی را به عنوان پاداش برای وی در نظر نمی گیرد (بیشینه کردن منافع شخصی)، از قصابی خرید می کند که کم فروشی می کند، از سازنده ملکی واحد آپارتمانی خریداری می کند که بی کیفیت ترین مصالح را بکار برده است، از نانوایی نان با وزن و کیفیت پایین می خرد، ماشینش را به تعمیرگاهی می برد که مجبور می شود چندین بار برای رفع نقص به آنجا رجوع کند، به رستورانی می رود که از مواد مانده و تاریخ مصرف گذشته برای تهیه غذا استفاده می کند، با کسی همسایگی می کند که ماشینش را در پارکینگ و با آب شرب می شوید، در خیابانی رفت و آمد می کند که شهروندانش بین دو خط رانندگی نمی کنند و با کسانی معاشرت و تعامل اجتماعی برقرار می کند که موقعیت او برایشان مهمتر از وجود خودش است و الی آخر.

و متأسفانه این فرد متوجه نخواهد شد که یکی از اجزاء این چرخه که دچار هزینه و آسیب می شود، خود وی نیز می باشد.