Menu
نویسنده مطلب : شه ناز

مطلب مورد بحث:

افسردگی چیست؟ نشانه ها و علائم افسردگی چه هستند؟


با الهام از کتاب راه هنرمندِ جولیا کامرون، ترجمه  خانم گیتی خوشدل، در چنین مواقعی خودم را مقید می کنم هر روز صبح  کمی زودتر بیدار شوم و  بلافاصله پس از بیداری چند صفحه بنویسم، هر آنچه که در لحظه به ذهنم می آید به روی کاغذ می آورم.

رفتن به طبیعت، پرداختن به علاقه مندی ها مثلا تماشای  یه نمایش خوب، یه فیلم خوب،  خرید چند شاخه گل، یه کتاب خوب و خوندنش، شنیدن موسیقی مورد علاقه،  پیاده روی  و … کمک می کنند این حالت  ها کاهش پیدا کنند.

و در آخر  به خودم می گم چه من باشم و چه نباشم زندگی جریان خواهد  داشت،   این آسمان، این درختها ، این شهر قبل از من بوده ، بعد از من هم خواهد بود، چه خوب زندگی کنم و چه خوب زندگی نکنم، چه حال خوبی داشته باشم و چه نداشته باشم،  به هر حال عمر با شتاب خواهد گذشت، پس چه بهتر به بهترین شکل ممکن بگذرد. البته قبول دارم که خیلی وقتها خیلی هم راحت نیست ولی می شود تمرین  کرد و نتیجه گرفت.

و بیشتر وقتها این جور مواقع  این  پاراگراف از کریستین بوبن در کتاب دیوانه بازی از خاطرم  می گذرد:

“… شما دخترها جوان هستید، دوست داشتنی، به زودی از جنگل درس خواندن ها بیرون می روید و به محوطۀ باز زندگی می رسید، در آن می رقصید،  می خندید ، گریه می کنید. در آن همه  چیز را می یابید و از دست می دهید، گاهی همزمان.

در این زندگی از همه چیز می توان چشم پوشید- چشم پوشیدن فریبنده ترین طریقۀ از دست دادن است. همه چیز مگر یک چیز. آنچه می خواهم به شما بگویم گفتۀ مادر بزرگم است، چند ساعتی پیش از مرگش این را به من گفت- زنی بود روستایی، در تمام عمر بدبختی به سرش باریده بود، بچه ای معلول، و بچه دیگرش که در اردوگاه کار اجباری مرد، بیماری و فلاکت انگار از آسمان  برایش می بارید. یک روز- آن موقع  ۱۲ یا ۱۳ سال داشتم- از او پرسیدم ماما بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟ پاسخش را فراموش نکرده ام که گفت: فقط یک چیز در زندگی مهم است کوچولو، و آن شادی است، هیچوقت اجازه نده کسی یا چیزی آن را از تو بگیرد.”