Menu
نویسنده مطلب : محسن زنگویی

مطلب مورد بحث:

چه مدلی مفید است؟ (ویژگی‌های یک مدل مفید)


تمرین اول:
در کامنتی که در درس قبل نوشته بودم، به دسته‌بندی دروسی که به دانش‌آموزان ارائه می‌شود، اشاره کردم. قصد دارم بر اساس معیارهای مطرح شده در این درس، این مدل را بررسی کنم.
فراگیر بودن: از این مدل در سراسر کشورمان استفاده می‌شود. اما این فراگیری به دلیل اجبار سیستم رسمی آموزش و پرورش کشورمان است نه اختیار استفاده از آن توسط مخاطبانش. لذا نمی‌توان بر اساس این فراگیری در مورد مفید بودن یا نبودن این مدل رأی داد.
استثنا: گه‌گاهی در تلویزیون و برخی از برنامه‌هایی که از طریق سایت‌های اشتراک ویدئو پخش می‌شوند، می‌بینیم که فردی در سنین نوجوانی مدرسه را ترک کرده و خارج از سیستم رسمی آموزش و پرورش به تحصیل پرداخته است. ولی تعداد این افراد خیلی کم است. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم می‌بینیم تعداد افرادی که درون این سیستم مانده‌اند ولی توجه نسبتاً زیادی به فراگیری مهارت‌ها و دانشی خارج از این سیستم معطوف کرده‌اند، زیاد است. مانند کلاس‌های پر رونقی چون آموزش برنامه‌نویسی برای نوجوانان، موسیقی و زبان دوم. به این ترتیب از نظرگاه این ویژگی می‌توان گفت مدل مورد نظر چندان مفید نبوده است.
قابل تکرار بودن: ادعای این مدل تا جایی که من می‌فهمم این است که به دانش‌آموزان دروسی متناسب با استعداد، علاقه و نیازمندی‌های بازار کار یا دانشگاه ارائه می‌دهد تا به هدفی که دارند برسند. بر اساس این، من مدل مذکور را قابل تکرار نمی‌دانم. چون افراد زیادی هستند که بدون بهره‌گیری از کتب کمک آموزشی نتوانسته‌اند در کنکور موفق شوند، مطالبی که از برخی دروس آموخته‌اند پس از دبیرستان هرگز نیازی بهش پیدا نکرده‌اند (درواقع عمرشان بابت فراگیری آن مطالب تلف شده است)، در صورت تصمیم به عدم ادامه تحصیل آکادمیک پس از دبیرستان، متوجه می‌شوند برای ورود به بازار کار می‌بایست مهارت‌های جدیدی یاد بگیرند.
فرافرهنگی بودن: این مدل تنها در ایران استفاده می‌شود.
توانایی پیش‌بینی: این مدل توانایی پیش‌بینی ندارد. چون نمی‌توان با خطایی معقول و قابل تحمل گفت فردی که ریاضی-فیزیک می‌خواند در یکی از رشته‌های مهندسی یا علوم انسانی یا علوم پایه موفق می‌شود. همچنین نمی‌توان با خطایی معقول و قابل تحمل گفت کسی که علوم تجربی می‌خواند در یکی از رشته‌های پزشکی یا پیراپزشکی یا علوم انسانی یا علوم پایه موفق می‌شود. البته این مدل در مورد عدم موفقیت دانش‌آموزان در یک رشته بهتر از موفقیت دانش‌آموزان در رشته‌ای دیگر می‌تواند نظر دهد؛ اما این دلیلی بر توانایی پیش‌بینی این مدل نیست.
تمرین دوم:
تکیه‌گاه: در کامنتی که در درس قبل نوشته بودم، در قسمت پی‌نوشت ۲ اشاره کرده‌ام برخی از مدل‌ها در راستای تأیید مدل دیگری ایجاد می‌شوند یا در حوزه‌ای دیگر از آن‌ها نشأت می‌گیرند. اکنون به عنوان یک شاخص دیگر جهت ارزیابی مدل‌ها می‌خواهم بگویم در مقایسه‌ی دو مدل، مدلی که از مدل مفیدتری مشتق شده باشد، مفیدتر خواهد بود.
در درس استعدادیابی آموختم که مدل‌های گوناگونی برای دسته‌بندی استعدادها وجود دارد. اینکه از کدامیک از این مدل‌ها در دروسی که به دانش‌آموزان ارائه می‌شود، استفاده گشته‌ است، مهم است.
اجبار و اختیار: مدل دسته‌بندی دروس که در سیستم آموزش و پرورش کشورمان جریان دارد، در سراسر کشور اجرا می‌شود و در واقع فراگیری بالایی دارد. اما آیا می‌توان به این ویژگی توجه کرد و گفت که مدل مفیدی است؟ به نظرم خیر. چون مدارس و معلمان مجبورند این مدل را بکار گیرند؛ وگرنه دانش‌آموز مجاز نخواهد بود از یک کلاس به کلاس بعدی برود یا در کنکور شرکت کند یا وارد دانشگاه شود. به این ترتیب توجه به یک ویژگی دیگر مهم می‌شود. اینکه از آن مدل به اجبار استفاده می‌شود یا به اختیار. در مقایسه‌ی دو مدل، مدلی که به اختیار استفاده می‎‌شود، مفیدتر از مدلی است که به اجبار مورد استفاده قرار می‌گیرد.
سخنی خارج از تمرین:
۱- همین ویژگی‌های یک مدل مفید خود یک مدل است. یعنی ما ویژگی‌هایی را فهرست کرده‌ایم، یک مدل را بر اساس آن‌ها می‌سنجیم، سپس می‌گوییم برایمان مفید است یا خیر. در مثالی دیگر آقای پورتر مدت‌ها یک صنعت را بر اساس پنج نیرو (معیار) بررسی می‌کرد. اما فرد دیگری گفت یک معیار دیگر نیز برای بررسی لازم است و آن کالاهای مکمل است.
قسمت دوم تمرین درس نیز می‌خواهد همین نکته را به ما یادآور شود. اینکه یک دسته از معیارهای سنجش مدل، خودشان یک مدل هستند.
سوال: چگونه می‌توانیم بفهمیم یک مدل ارزیابی مفید است؟ به نظرم راه‌حلش در این است به مدل‌هایی که توسط آن مفید ارزیابی می‌شوند دقت کنیم. اگر این مدل‌های مفید به هدفی که ابتدا برایشان متصور بوده‌ایم، نرسیده باشند؛ قبل از توجه به مفید بودن یا نبودن آن مدل یا درستی یا غلط بودن تحلیلمان باید در مفید بودن معیارهایی که جهت سنجش بکار برده‌ایم، شک کنیم.
۲- نتایج سنجش برخی از این ویژگی‌ها گاه ممکن است در تضاد با یکدیگر باشند. برای مثال یکی از ویژگی‌هایی که جهت سنجش مدل‌ها بیان کرده‌ام، تکیه‌گاه آن مدل است. خانم مرضیه بهزاد‌پور در کامنتشان یکی از ویژگی‌ها را هماهنگی عنوان کرده‌اند. که البته من نیز معتقدم ویژگی مفیدی است که در مورد یک مدل مورد سنجش قرار گیرد. اما مدلی را در نظر بگیرید که از یک مدل غیرمفید مشتق شده باشد ولی با دیگر مدل‌هایی که باور داریم هماهنگ باشد؛ به این ترتیب سبب گمراهی ما یا ساختن نظریه از مدلی که باور داریم، می‌شود.